تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
« كسى كه آشكار و نهان و كردار و گفتارش با يكديگر تضاد نداشته باشد ، امانت را ادا و عبادت را خالص كرده است . و كسى كه امانت را سبك بشمارد و دست به خيانت زند و خود و دينش را از گرو آن پاك نسازد ، در دنيا ذلّت را بر خود هموار كرده و در آخرت نيز خوارتر و ذليل‌تر خواهد بود . بزرگ‌ترين خيانت ، خيانت به امّت و بدترين تقلّب ، تقلّب به امّت است » . امام عليه السّلام در اين سخنان به رهبران خائن و آثار بد و خطر بزرگى كه آنان براى امّت اسلامى دارند ، اشاره مىكند . از جمله دلايل عظمت امانت و قداست آن ، سخن فقهاست كه مىگويند : كسى كه عليه اسلام و مسلمانان اعلان جنگ كند و خون و مال آنها را مباح بداند ، آن هم تنها به اين دليل كه مسلمانان لا إله إلّا اللّه مىگويند ، چنين شخصى خون و مالش حلال است ؛ امّا خيانت به امانت او روا نيست . امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : « اگر قاتل پدرم ، شمشيرى را كه با آن ، وى را كشته است به من امانت دهد ، به او خيانت نخواهم كرد » . مردى خدمت امام رضا عليه السّلام عرض كرد : مرد يهودى هزار درهم به من خيانت كرده و قسم خورده است ، آن‌گاه اموالى از وى به دست من افتاده است ، آيا مىتوانم از آن تقاص كنم ؟ امام فرمود : « اگر او به تو ستم كرده ، تو به او ستم مكن » . در روايت ديگر است : « اگر او به تو خيانت كرده است ، تو به وى خيانت مكن و خود را به آنچه بر او خرده گرفتى ، آلوده مساز » . رمز اين سخنان آن است كه امانت ، حقّ صاحب آن است به اين جهت كه وى يك انسان است ، نه به اين عنوان كه وى يك مسلمان است ، نه مشرك ، و يا پاك است ، نه آلوده . ما باز هم در تفسير آيهء 72 سورهء احزاب :
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » ،
دربارهء امانت سخن خواهيم گفت .
وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ .
پس از آن‌كه خداى سبحان برگرداندن امانت را واجب گردانيد ، عدالت در داورى ميان مردم را نيز واجب كرد ؛ زيرا كسى كه