اعراب
مصدر مؤوّل از
« أَنْ تُؤَدُّوا »
مجرور به باء محذوف ، و تقدير آن « يأمركم بتأدية الأمانة » است .
« وَ إِذا حَكَمْتُمْ »
عطف بر
« يَأْمُرُكُمْ »
و معنايش چنين است : « و يأمركم إذا حكمتم ان تحكموا بالعدل » .
« نِعِمَّا » ،
« نعم » فعل ماضى و به معناى مدح است و « ما » تمييز و در محلّ نصب و به معناى « شيئا » و نيز مفسّر ضمير مستتر در « نعم » است و در تقدير « نعم الشيء شيئا » مىباشد . مخصوص به مدح ، محذوف و خبر براى مبتداى محذوف است كه در تقدير « تأدية الأمانة و العدل في الحكومات » است . جمله
« يَعِظُكُمْ »
صفت براى « ما » و جمله « نعم » و مابعدش ، خبر
« إِنَّ »
است .
« ذلِكَ »
مبتدا و
« خَيْرٌ »
خبر
« وَ أَحْسَنُ »
عطف بر
« خَيْرٌ »
و
« تَأْوِيلًا »
تمييز است .
تفسير
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها .
اين دو آيه ، وجوب اداى امانت ، عدالت در داورى و اطاعت از خدا ، رسول و اولواالامر را دربر دارد . در آيات و روايات متعدّدى ، بر حفظ امانت و برگرداندن آن به صاحبش ، خواه نيكوكار باشد خواه بدكار ، تأكيد شده است ؛ چراكه امانت ، حقّ او مىباشد به اين دليل كه او يك انسان است ، نه به اين دليل كه او نيكوكار و يا بدكار است . آيات قرآنى كه بر اين نكته ، دلالت دارند عبارتند از آيهء
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها ؛
خدا به شما دستور مىدهد كه امانتها را به صاحبان آنها بازگردانيد » و آيهء
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ . . . ؛
« 1 » اى كسانىكه ايمان آوردهايد ! به خدا ، پيامبر و امانتهاى خود خيانت نكنيد » . امّا روايات عبارتند از : « كسى كه امانت ندارد ، ايمان ندارد . و كسى كه پيمان ندارد ، دين ندارد » . لكن تا آنجا كه مىدانيم ، در كتاب و
هامش
( 1 ) . انفال ( 8 ) آيهء 27 .