حسد است . مراد از ناس ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله و پيروان اوست . يهود به آنان حسد ورزيدند ، به اين سبب كه خدا به آنها دين حقّ و حكومت در زمين را داده بود . هنگامى كه يهود نتوانستند اين نعمت را از مسلمانان بگيرند ، بر ضدّ آنها با مشركان همپيمان شدند و سخنان دروغينى را عليه اسلام و پيامبر آن منتشر كردند و در نتيجه ، گرفتار سرنوشت بدى شدند و به سبب عملكردهاى زشت خود از حجاز طرد گرديدند .
فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً .
مراد از كتاب ، زبور داوود و تورات موسى و مراد از حكمت ، نبوت و علم است . معناى آيه ، چنين است :
« اى يهود ! چرا به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و عربها براى نبوّت و حكومتى كه در زمين به آنها داده شده است ، حسد مىورزيد ، درحالىكه خداوند ، در قبل چنين نعمتى را به اسلاف محمّد صلّى اللّه عليه و آله نظير يوسف ، داوود و سليمان داده بود » .
فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً .
مفسّران دراينباره اختلافنظر دارند كه آيا ضمير در « به » به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله برمىگردد ، يا به ابراهيم و يا به كتاب ؟ نظريهء بهتر كه با معناى آيه سازگارى دارد و معتبر است ، اين است كه ضمير به هر پيامبرى كه خدا به او كتاب و حكمت داده باشد ، برمىگردد . هرچند لفظ « كل نبىّ » در آيه وجود ندارد ، از مجموع كلام و سياق آن ، چنين برمىآيد . درهرحال ، در معناى آيه در اين جهت اختلافى نيست كه اگر يهود و امثال آنان به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ايمان نياورند ، تعجّبى ندارد ؛ زيرا به انبياى پيشين نيز گروهى ايمان آوردند و گروهى كافر شدند و شمار كافران ، بيشتر بود ؛ چنانكه خداى سبحان مىگويد :
« . . . فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ ؛
« 1 » برخى از آنان هدايتيافتگان بودند و بسيارىشان نافرمانان » .
« وَ كَفى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً » ؛
يعنى براى كسى كه از حقّ روى مىگرداند ، جهنّم داغ و سوزان كافى است .
هامش
( 1 ) . حديد ( 57 ) آيهء 26 .