تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
آنچه شما را نهى كرده خوددارى كنيد و از خدا بپرهيزيد كه مجازات او سخت است » . پس از رجوع به سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اگر در آن چيزى يافت نشد كه لفظ آيه را از ظاهرش منصرف كند ، در آن صورت عمل به ظاهر واجب است . در غير اين صورت بايد به چيزى عمل كنيم كه آن را هم از قرآن و هم از سنّت استفاده مىكنيم ؛ چراكه هردو از يك منبع ، كه همان وحى است ، صادر شده‌اند . اكنون دربارهء هريك از اصناف چهارگانه كه آيه ، آنها را يادآور شده است ، سخن مىگوييم و از اين ميان ، پاسخ سؤال ذيل نيز روشن خواهد شد : آيا در سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چيزى وجود دارد كه در مورد هريك از اصناف چهارگانه ، با ظاهر آيه تضاد داشته باشد ؟ 1 . بيمار : ظاهر آيه آن است كه بيمار وقتى آب پيدا نكند بايد تيمم كند . فقها بر عمل به اين ظاهر ، اجماع دارند ؛ زيرا وقتى كه انسان سالم آب پيدا نكند ، تيمم جايز است ، پس اگر آدم بيمار آب پيدا نكند ، به طريق اولى تيمم براى او جايز است . حال اگر بيمار آب پيدا كند ؛ لكن بترسد كه استفاده از آب برايش ضرر داشته باشد ، آيا تيمم كند و يا علىرغم احتمال ضرر ، آب را استعمال كند ؟ فقها در اين‌صورت نيز وحدت‌نظر دارند كه بايد تيمم كند و براى اثبات ادعاى خود به حديث « لا ضرر و لا ضرار » استدلال كرده‌اند . نيز به اين روايت استناد كرده‌اند كه يكى از اصحاب ، مبتلاى به جنابت شد و زخمى عميق نيز در بدن داشت . دراين‌باره از برخى اصحاب سؤال كرد و او دستور داد كه غسل كند و چون غسل كرد ، از دنيا رفت . هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين خبر را شنيد ، گفت : او را كشتند ؛ خدا آنها را بكشد . بنابراين ، جملهء
« فَلَمْ تَجِدُوا ماءً »
قيد تمام اصناف مزبور است و استثنا ندارد . معناى فوق ، همان معنايى است كه آيه اصالتا بدان دلالت دارد ، نه به تبعيت . امّا معنايى كه به تبعيت و به جهت وجود إن شرطيه بدان دلالت دارد و فقها از آن ، به « مفهوم شرط » تعبير مىكنند ، آن است كه بر هريك از اصناف چهارگانه واجب است
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 527 | محمد جواد مغنية