بودن اين روايات را با ارقام ثابت كرده است . گزيدهء پژوهش دقيق او چنين است :
ترمذى روايت كرده كه دعوتكننده ، عبد الرّحمان بن عوف بوده است و على عليه السّلام امام جماعت بود . ابو داوود روايت كرده كه دعوتكننده ، مردى از انصار ، و عبد الرّحمان بن عوف از جملهء دعوتشدگان بوده است . ابن جرير طبرى در تفسير خود و سيوطى در الدرّ المنثور گفتهاند : امام جماعت عبد الرّحمان بن عوف بوده است . همچنين در الدّر المنثور آمده است : آيه دربارهء ابو بكر ، عمر ، على ، عبد الرّحمان و سعد نازل شده و دعوتكننده ، على عليه السّلام بوده است . در مسند احمد و نسائى آمده است كه عمر گفت :
خدايا ! حكم شراب را براى ما بيان كن لذا آيهء
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى »
نازل شد .
همانگونه كه روايات دربارهء دعوتكننده و نيز امام و مأموم اختلاف دارند ، دربارهء آيهاى كه مورد تحريف قرار گرفته نيز با يكديگر متضاد و مختلفند ؛ مثلا يك روايت مىگويد : امام جماعت گفت : « أعبد ما تعبدون » . روايت ديگر مىگويد : امام جماعت چنين قرائت كرد : « ليس لى دين » . همچنين دربارهء زمان و سبب نزول اختلاف دارند . گذشته از مطالب فوق ، مؤلف آلاء الرّحمن ثابت كرده كه راوى اوّل كه گفت : امام جماعت على بود ، ثابت كرده است كه اين على از خوارج و از دشمنترين دشمنان حضرت على عليه السّلام بوده است .
درهرحال ، اگر درست باشد كه گروهى از صحابه شراب نوشيدهاند و امامشان در نماز خود دچار اشتباه شد ، آنها كسانى هستند كه به خدا شرك آوردند ، بت پرستيدند ، شراب نوشيدند و در دوران جاهليتى كه در آن پديد آمده و پرورش يافته بودند حرام
هامش
مىشناخت و بسيارى از عيبها و نقايص آن را منتشر كرد . كتابهاى الهدى الى دين المصطفى ، الاعاجيب الاكاذيب ، التوحيد و التثليث ، و الرحلة المدرسية و غير اينها از جمله آثار اوست . از علايم تواضع و توّجه او به خدا آن است كه اجازه نداد نامش روى جلد كتابهايش نوشته شود . وقتى سبب اين كار را از وى پرسيدند ، در پاسخ گفت : شايد من در بعضى از گفتههايم اشتباه كنم و در نتيجه ، به خاطر من ، كسى كه قلبش بيمار است ، به مذهبى كه من به آنها منسوب هستم ، طعنه زند . او به سال 1352 ه . ق درگذشت .