ممكن است بپرسيد : اگر حكم مسافر و حاضر ، يكسان است ؛ بدين ترتيب كه اگر آب باشد بر آنها استعمال آب ، و اگر نباشد تيمّم واجب است ؛ چرا قرآن تنها حكم سفر را بيان كرده است ؟
از اين سؤال جواب دادهاند كه خداوند ازآنرو سفر را بيان كرده كه غالبا در آن ، آب وجود ندارد ؛ امّا در حضر بهندرت اتفاق مىافتد كه آب نباشد . اين پاسخ متكى به ظنّ و استحسان است ؛ زيرا به آيهاى يا روايتى متواتر ، يا به حكم قطعى عقل استناد ندارد . ازاينرو ما در مورد آن سكوت اختيار مىكنيم .
3 .
« أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ » .
« غائط » كنايه از چيزى است كه از مخرج بول و غايط خارج مىشود ؛ يعنى ادرار ، غايط و باد معده . بنابراين ، اگر مقدارى از اين سه چيز از كسى خارج شود ، و بخواهد نماز بخواند برحسب اجماع و سنّت ، بر وى لازم است در صورتى كه آب باشد وضو بگيرد و اگر نباشد تيمّم كند .
4 .
« أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ » .
اين جمله كنايه از نزديكى با زنان است . شيوهء قرآن ، اين است كه نزديكى با زنان را به كنايه بيان مىكند و نه آشكار . بر اين اساس ، در آيه 187 سورهء بقره مىگويد :
« فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ »
و در آيهء 222 از همان سوره :
« وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ »
و در آيهء 237 از همان سوره :
« مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ » .
شافعى گفته است : مراد از « مسّ » در آيه ، چسباندن بدن به بدن است . درهرحال ، كسى كه جنب باشد و آب در اختيار داشته باشد و بخواهد نماز بخواند ، بايد غسل كند و اگر آب نباشد ، بايد بدل از غسل ، تيمّم كند . فقها آنچه را موجب وضو مىشود ، « حدث اصغر » و آنچه موجب غسل مىشود ، « حدث اكبر » مىنامند .
« فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً » .
« صعيد » يعنى زمين و « طيب » يعنى پاكيزه . اين آيه همان معناى حديث شريف است كه مىگويد : « زمين برايم به منزلهء مسجد و پاككننده آفريده شد » .
« فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ » .
تمام مذاهب بر اين موضوع وحدتنظر دارند كه