كه در صورت وجود آب ، تيمّم نكند ، بلكه از آب استفاده كند ؛ حتى اگر آب براى او ضرر داشته باشد . لكن پيشتر گفته شد كه شخص بيمار ، بنابر اجماع فقها ، در صورتى كه استعمال آب برايش ضرر داشته باشد ، بايد تيمّم كند . بنابراين ، بايد بيمار را از شمول معناى بالتّبع خارج كرد و اصناف سهگانهء ديگر را ، كه به موجب همين مفهوم در صورت پيدا كردن آب بايد از آن استفاده كند ، باقى گذارد .
گزيدهء سخن اينكه اصناف چهارگانه با نبودن آب بايد تيمّم كنند و در اين اختلافى نيست ؛ امّا در صورت وجود آب ، كسى از آن استفاده مىكند كه برايش ضرر نداشته باشد . لذا اگر كسى بيمار است و مىترسد كه استفاده از آب برايش ضرر داشته باشد ، بايد تيمّم كند .
2 . مسافر : آيه دلالت دارد كه اگر مسافر آب پيدا نكند بايد تيمّم كند ؛ خواه سفرش طولانى باشد ، خواه كوتاه . اين نكته مورد اتفاق است ، لكن فقها دربارهء شخص سالم و غير مسافر اختلاف كردهاند كه اگر آب پيدا نكرد ، آيا بايد تيمّم كند و نماز بخواند و يا اينكه از اساس ، نماز از وى ساقط مىشود ؟
ابو حنيفه گفته است : نماز از وى ساقط مىشود ؛ زيرا ظاهر آيه مىگويد تيمّم در سفر جايز است ، نه در حضر .
بقيّهء مذاهب اتفاقنظر دارند كه اگر كسى آب نداشت ، واجب است تيمّم كند و نماز بخواند ؛ خواه مسافر باشد ، يا نباشد ؛ زيرا جواز تيمّم در سفر ، مانع از جواز آن در حضر نمىشود .
از پيامبر بزرگ صلّى اللّه عليه و آله بهطور متواتر روايت شده است : « خاك پاكيزه ، پاككننده براى مسلمان است ؛ حتى اگر مدّت ده سال آب پيدا نكند » . ابو بكر ، معروف به ابن عربى در كتاب احكام القرآن گفته است : « ابو حنيفه در موارد بسيارى به سبب عمل به قياس ، ظواهر و نصوص را رها كرده است » . « 1 »
هامش
( 1 ) . احكام القرآن ، ج 1 ، ص 176 ، چاپ 1331 ه . ق .