تفسير آن ، در سورهء بقره ، آيه 264 بيان شد و خلاصهء معنايش چنين است : كسى كه دارايى خويش را با رياكارى انفاق مىكند و كسى كه به آن بخل مىورزد ، هردو در پيشگاه خدا برابرند و چهبسا وضعيت رياكار از بخيل بدتر باشد ؛ زيرا همانندى او به كافر ، كه براى خدا كار نمىكند ، بيشتر است .
رفيق شيطان
آنچه كار زشت را زيبا جلوه دهد و انسان را از راه فساد و گمراهى بفريبد ، مىتوان آن را شيطان ناميد ؛ خواه خطورات ذهنى و يا انسانى باشد و يا هرچيز ديگر ؛ چراكه واژهء شيطان ، رمز و سمبلى براى هرفريبكار و گمراهكنندهاى است كه حقيقت خود را در زير لباس صالحان پنهان كند . ازاينرو ، بسيارى از مردم با وسوسه و اغواى شيطان سخن مىگويند و عمل مىكنند ، درحالىكه گمان دارند اين عملشان ، وحى و هدايتى از سوى خداست . مقرّبترين فرد نزد شيطان كسى است كه مردم به تقدّس او اعتماد كنند ؛ لكن حقيقت وى را نشناسند . اين معنا ، مراد سخن خداوند متعال است كه فرمود :
وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطانُ لَهُ قَرِيناً فَساءَ قَرِيناً ؛
هركه شيطان قرين او باشد ، بد قرينى است . و نيز مراد اين سخن اوست :
« وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً ؛
« 1 » هركس كه به جاى خدا شيطان را به دوستى برگزيند ، زيانى آشكار كرده است » .
همانگونه كه شيطان در دنيا قرين اوست ، در آخرت نيز قرين وى خواهد بود ؛ چرا كه در حديث آمده است : « انسان با كسى خواهد بود كه او را دوست دارد » . امام على عليه السّلام فرمود : « حال انسان چگونه خواهد بود ، آنگاه كه ميان دو طبقه از آتش قرار گيرد :
خوابگاه او از سنگ و قرين او شيطان باشد » .
شيطان همانند فرمانده ارتش ، پيروانش را به چند بخش تقسيم مىكند و به هر
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 120 .