نَصِيبَهُمْ .
مراد از موالى در اينجا ، وارثان است . خداوند در اين آيه سه نوع از وارثان را بيان كرده است : اوّل ، پدر و مادر كه شامل جدّ و جدّه نيز مىشود . دوم ، خويشاوندان كه اولاد ، برادران ، عموها و دايىها را دربر مىگيرد . سوم ، كسى كه ميان او و شخص ارثگذار ، عقدى خاص و يا عام منعقد شده كه ارث بر آن مترتّب مىشود . عقد خاصّ نظير عقد ازدواج ، عقد ملكيّت و عقد ضمان جريره . عقد عامّ عبارت از اسلام است .
تمامى اين عقود مشمول سخن خداى تعالى است :
« وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ » .
عقد ازدواج ، معروف است . عقد ملكيّت آن است كه انسانى آزاد ، بردهاى را مالك شود . آنگاه او را در راه خدا آزاد كند ، آن هم تنها براى رضاى خدا نه براى كفّاره و يا به دست آوردن چيزى . هرگاه اين بردهء آزادشده بميرد و وارثى نداشته باشد ، همان كسى كه او را آزاد كرده ، از وى ارث مىبرد . امّا عقد ضمان جريره ، يعنى ضمان جنايت ، آن است كه دو نفر با يكديگر قرار مىگذارند كه هركدام ، ضامن جنايت ديگرى باشد و يا يكى از آنها ضامن جنايت ديگرى باشد و نه برعكس . هرگاه برحسب شرايطى كه در فقه بيان گرديده ميان آن دو ، قرارداد امضا شد ، بايد آنكه ضامن است ، خسارت جنايت را بپردازد . در برابر اين پرداخت خسارت ، وى از شخص مضمون ( ضمان شده ) ، در صورتى كه او وارثى نداشته باشد ارث مىبرد . مراد از عقد اسلام ، پيمان عامى است كه ميان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ايمان آورندگان به او بسته شد . ازاينرو ، هرگاه مسلمانى بميرد و وارث نداشته باشد ، ميراث او از آن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و يا جانشين اوست .
از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است كه فرمود : « من وارث كسى هستم كه وارث ندارد » .
در روايت ديگر آمده است كه آن حضرت فرمود : « من ولىّ كسى هستم كه ولى ندارد » .
در روايت سومى آمده است : « من سرپرست كسى هستم كه سرپرست ندارد . مال او را به ارث مىبرم و رهايش مىسازم » . دليل اين موضوع ، سخن خداى تعالى است :
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ . . . ؛
« 1 » پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است » .
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 6 .