حرمت در ميان خويشاوندان [ به ترتيبى كه پيشتر بيان شد ] مىشود . همچنين همان گونه كه اولاد ازدواج دايم ارث مىبرند و حق نفقه و ديگر حقوق مادى و تربيتى دارند ، اولاد ازدواج موقت نيز اين حكم را دارند . و نيز همانطور كه همسر دايمى بايد عدّه نگه دارد ، همسر موقت هم بايد عدّه نگه دارد . در جزء پنجم از كتابم به نام فقه الامام جعفر الصادق عليه السّلام چهارده مورد را يادآور شدهام كه در آنها ازدواج دايم و ازدواج موقّت با يكديگر برابرند و نيز ده مورد را بيان كردهام كه در آنها با يكديگر متفاوتند .
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ .
هرگاه ازدواج در برابر مهرى مشخّص صورت گيرد كه در متن عقد تعيين و بدان تصريح شود ، اين مهر ، حقّ لازمى مىشود براى زوجه كه هرگونه بخواهد مىتواند در آن تصرّف كند ؛ لكن اين امر مانع از آن نمىشود كه زن و شوهر پس از اجراى عقد بر ترك تمام مهر ، يا مقدارى از آن و يا بر افزايش آن به توافق برسند . چنانكه مانعى وجود ندارد از اينكه هردو بر نوع نفقه و مقدار آن و يا بر ترك آن با يكديگر سازش كنند ، يا بر طلاق ، يا بر رجوع پس از طلاق و يا پس از انقضاى مدّت متعه و موارد ديگر به توافق برسند . البته تمام اين توافقها بايد بر طبق موازين شرعى باشد .
وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ .
مراد از « طول » در اينجا مال است و مراد از « محصنات » زنهاى آزادند در برابر كنيزانى كه جملهء
« فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ »
بدانها اشاره دارد ؛ زيرا كنيز داخل در ملك يمين است . معناى آيه چنين است :
اگر كسى مال نداشت تا با زن آزاد ازدواج كند ، پس بايد با كنيزى باايمان ازدواج نمايد .
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ .
مراد از ايمان ، دين است ؛ يعنى براى شخص باايمان شايسته نيست كه به جهت رنگ و نژاد از ازدواج با كنيز خوددارى كند ؛ زيرا همهء مردم از آدمند و آدم از خاك و سبب برترى در نزد خدا ، تقواست و نه