تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
6 .
آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً .
اين يك جملهء معترضه است و بدان اشاره دارد كه عقل بشرى نمىتواند به مسئله تعيين اندازهء ميراث و اسرار آن پى ببرد ، بلكه تنها آن را خالق انسان درك مىكند و اوست كه سود و زيان انسان را مىداند . به اين آيه مىتوان براى اثبات اين موضوع استدلال كرد كه احكام الهى براى مصلحت و سعادت و آسايش انسان تشريع شده است . و از همين‌جاست كه مىتوانيم عمل صالح و سودمند انسان را ، نشانه و دليل ايمان او ، و ضرر و فساد و تباهىاش را ، نشانهء فسق و الحاد او بدانيم .
« فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ » ؛
[ آنچه از احكام ارث بيان شد ] فريضه‌اى است از سوى حق و نه از سوى انسان كه محكوم خواسته و هواهاى خويش است . ما بسيارى از هيئت‌هاى قانونگذارى و پارلمان‌ها را مىبينيم كه به نفع زورمندان و بهره‌كشى آنان از مستضعفان ، قوانين وضع مىكنند . 7 .
وَ لَكُمْ نِصْفُ ما تَرَكَ أَزْواجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِها أَوْ دَيْنٍ .
مسلمانان بر اين مسئله وحدت‌نظر دارند كه هريك از زن و شوهر در ميراث با همهء وارثان ، بدون استثنا شريك هستند . نيز همگى اتفاق دارند كه اگر زوجه فرزندى نداشته باشد ، نه از شوهر فعلى خود و نه از شوهر ديگر ، نصف تركهء او از آن شوهر است و اگر داراى فرزند باشد ، خواه از شوهر فعلى و يا از شوهر ديگر ، يك چهارم تركه ، سهم شوهر او خواهد بود . پيش‌تر ، در شمارهء 5 گفتيم كه ميراث پس از اداى دين و اجراى وصيت است . 8 .
وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِها أَوْ دَيْنٍ .
زوجه از تركهء شوهر خود ، يك چهارم ارث مىبرد ؛ مشروط بر اين‌كه شوهر وى فرزندى نداشته باشد ، نه از او [ كه ارث مىبرد ] و نه از همسرى ديگر . و اگر فرزندى داشته باشد ؛ خواه از وى و خواه از همسرى ديگر ، براى زوجه ، يك هشتم خواهد بود .