در قرآن كريم :
« إِنَّنا »
با سه نون آمده است ؛ چنانكه در آيهء
« رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا »
همينگونه است . همچنين در قرآن :
« إِنَّا »
با حذف يكى از دو نون « انّ » نيز آمده است ؛ همانند سخن خداى متعال :
« إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ » .
« 1 » بنابراين ، صحيح است كه بگوييم و بنويسيم : انّا و انّنا .
تفسير
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ .
ما به هنگام تفسير آيهء 22 سورهء بقره با عنوان « توحيد » ، به اندازهء كافى بر اثبات وجود خداوند ، دلايل عقلى اقامه و آنگاه بار ديگر در تفسير آيهء 164 سورهء مزبور بدان اشاره نموديم و آن آيه همانند آيهء مورد بحث است . ازاينرو ، بار ديگر به اختصار و با شيوهاى ديگر ، بدان موضوع مىپردازيم :
بهترين راه براى شناخت خداوند ، راهى است كه او خود ، بر وجود خويش استدلال كرده كه خلاصهء آن چنين است : شخص عاقل بايد به جهان هستى بنگرد و با دقّت در شگفتىهاى جهان و اسرار استحكام و نوآورىهايى كه در آن است ، بينديشد . در اينصورت ، خواهد ديد كه هرآنچه در اين جهان است از يك هدف و غايت حكايت دارد ؛ چراكه هرچيزى در جاى مناسب خود نهاده شده است و نقش فعّالى در نظم جهان و گردش حيات ايفا مىكند . انسان با استمداد از حسّ و عقل ، يقينا به شناخت علّت نخست جهان دست مىيابد ؛ علّتى كه زنده ، عالم ، قادر و حكيم است .
از اشخاص بسيارى شنيدم كه مىگفتند - آنسان كه گويى سخنى تازه مىگويند - تمام مردم ، حتّى ملحدان به وجود علّت نخست اعتراف دارند ، جز اينكه مؤمنان ، اين علّت را « اللّه » و ديگران آن را ماده و يا طبيعت مىنامند . در اينصورت ، اختلاف تنها در نامگذارى است .
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 104 .