كسانى را ياد كرد كه از آنان بر عدم كتمان حق پيمان گرفته شده بود ؛ امّا آنان اين پيمان را شكستند و آن را به قيمت ناچيز فروختند ، اكنون در اين آيه يادآور مىشود كه آنان به سبب اين كردار خود خوشحال شدند ، و درحالىكه كاملا از حق و راستى به دور بودند ، دوست داشتند به طرفدارى از حق و راستگويى وصف شوند .
آنان هراندازه به فساد و گمراهى خود ادامه دهند نميتوانند از قلمرو قدرت الهى بيرون روند و از عذاب و عقاب او نجات يابند . . . چگونه ؟
وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛
از آن خداست فرمانروايى آسمانها و زمين و خدا بر هرچيز تواناست .
با اين تفسير ، آيه عموميت پيدا مىكند ؛ هم يهود و نصارا را ، كه نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را پنهان كردند ، شامل مىشود و هم منافقان به ظاهر مسلمان را ، كه كفر را پنهان و ايمان را آشكار مىكردند .
اين سؤال مطرح مىشود : چرا خدا پس از :
« لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ . . . »
گفت :
« فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ » ،
با اينكه فاعل و مفعول هردو فعل ، يكى است ؟
پاسخ : اين تكرار براى جلوگيرى از اشتباه بر اثر طولانى شدن سخن است ؛ چنانكه اين شيوه ، امروزه هم در نوشتار و هم در گفتار راديويى متداول است .
سؤال دوم : خدا فرمود :
« فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ »
آنگاه فرمود :
« وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ » ،
با اينكه با وجود جملهء نخست ، به جملهء دوم نيازى نيست ؟
پاسخ : جملهء اوّل با جملهء دوم تفاوت دارد ؛ زيرا اوّلى دلالت دارد كه آنها از عذاب ، نجات پيدا نمىكنند ؛ امّا نوع عذاب را بيان نمىكند كه آيا خفيف است و يا دردناك ؟
جملهء دوم بيان مىكند كه اين عذاب از نوع دردناك است ؛ چنانكه مىگويى : احبّك و احبّك كثيرا ؛ تو را دوست دارم و بسيار تو را دوست دارم .