تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
منادىاى به ايمان فرامىخواند كه به پروردگارتان ايمان بياوريد و ما ايمان آورديم . پس اى پروردگار ما ! گناهان ما را بيامرز و بدىهاى ما را از ما بزداى و ما را با نيكان بميران . ( 193 ) اى پروردگار ما ! عطا كن به ما آنچه را به زبان پيامبرانت به ما وعده داده‌اى و ما را در روز قيامت رسوا مكن كه تو وعدهء خويش خلاف نمىكنى . ( 194 ) پروردگارشان ، دعايشان را اجابت فرمود كه من كار هيچ مزدورى را از شما ، چه زن و چه مرد - همه از يكديگريد - ناچيز نمىسازم . پس گناهان كسانى را كه مهاجرت كرده‌اند و از خانه‌هايشان رانده شده‌اند و در راه من آزار ديده‌اند و جنگيده‌اند و كشته شده‌اند ، مىزدايم و آنان را در بهشت‌هايى كه در آن نهرها جارى است داخل مىكنم . اين پاداشى است از جانب خدا و پاداش نيكو نزد خداست . ( 195 )

واژگان

اختلاف اللّيل و النّهار : پشت سر هم آمدن شب و روز . مراد از لبّ در اين‌جا عقل است ؛ زيرا لبّ هرچيز ، بهترين و ناب‌ترين آن مىباشد و بهترين چيزى كه در انسان وجود دارد ، عقل اوست . خزى : اهانت و خوارى . ميعاد : مراد از آن در اين‌جا ، وعده است .

اعراب

« الَّذِينَ يَذْكُرُونَ »
بدل از « اولى الالباب » است .
« قِياماً وَ قُعُوداً »
حال مىباشد .
« عَلى جُنُوبِهِمْ »
نيز حال و محلا منصوب و در تقدير : « مضطجعين » است .
« باطِلًا »
حال براى
« هذا »
و نيز جايز است صفت براى مفعول مطلق محذوف باشد و تقدير : « ما خلقت هذا خلقا باطلا » است .
« أَنْ آمِنُوا »
ان مفسّره است كه ماقبلش را تفسير مىكند ؛ مانند « كتبت إليه أن أفعل كذا » كه به معناى « افعل كذا » مىباشد . شايسته يادآورى است كه