تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
امّا اين سخن ، اشتباه و خطاى محض است ؛ زيرا مؤمنان به وجود اولين علّتى ايمان دارند كه با عقل درك مىشود ، نه با حسّ و نيز اين علّت به ويژگىهايى چون حيات ، علم ، قدرت ، حكمت و عدالت وصف مىشود . لكن ديگران مىگويند : اين علّت با چشم ديده و با دست لمس مىشود و نيز كر و كور است . بنابراين ، ميان اين‌دو عقيده از زمين تا آسمان ، تفاوت است .
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ .
مراد از « قيام » و « قعود » و
« عَلى جُنُوبِهِمْ »
آن است كه آنان هميشه در حال فرمان‌بردارى از خدا هستند و مراد از تفكّر در خلقت آسمان‌ها و زمين آن است كه آنها خدا را مىشناسند . اما تضرّع و زارى آنان در پيشگاه خداوند براى محفوظ ماندن از آتش و دليل تقوا و ايمان آنهاست . فخر رازى گفته است : عبوديّت بر سه قسم است : تصديق به قلب ، اقرار به زبان و عمل با اعضا . اين سخن خدا :
« يَذْكُرُونَ اللَّهَ » ،
به عبوديّت زبان اشاره دارد . و جملهء ديگر از سخن خدا :
« قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ » ،
عبوديّت اعضا و جوارح را مىنماياند و سخن ديگر خدا :
« وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
به عبوديت قلب و فكر و روح اشاره دارد . انسان ، جز همين مجموعه ، چيزى ديگر نيست . ازاين‌رو ، وقتى زبان مشغول ذكر باشد و اعضا عمل كنند و قلب بينديشد ، گويى انسان با تمام وجود مشغول عبادت است . [ فخر رازى سپس مىافزايد ] : چه زيباست اين ترتيب براى جذب و بالا بردن روح انسان از خلق به سوى حق . ترديدى نيست كه ياد خدا ، ايمان به او و عبادت او زيبا و نيكوست ؛ لكن آنچه از ذكر خدا به زبان و نماز در شب ، و روزه در روز بهتر مىباشد ، همانا عمل كردن براى جامعهء بشرى و ايثار كردن در راه منافع عموم است . اگر كسى بزرگى نزد خدا را بدون اين ايثارگرى بخواهد - در صورتى كه توان آن را داشته باشد - گويى چيز گران‌بهايى را