تفسير
فرح و خوشحالى ذاتا حرام نيست . آيا كسى هست كه هنگام مواجهه با خير و يا رهايى از شرّ خوشحال نشود ؟ بلكه خوشحالى به سبب رسيدن خير به مردم ، نشاندهندهء درستى نيت و پاكى طينت است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سبب آمدن پسر عمويش جعفر بن ابى طالب از حبشه خوشحال گرديد و پيشانى وى را بوسيد و گفت : نمىدانم آيا براى آمدن جعفر بيشتر خوشحالم و يا به سبب فتح خيبر ؟
خوشحالى وقتى مذموم است كه انگيزهء آن ، كينه ، شماتت ، خودخواهى و تكبّر باشد و يا انسان از غارت ، قتل و فساد ، خوشحال شود . يا بدان سبب خوشحال شود كه حيله و نيرنگى به كار برده تا با ويژگىهايى ستايش شود كه در او نيست و نيرنگهاى او در ميان مردم سادهلوح كارگر افتد . آنگاه به سبب سوت و كف زدن آنها شادمان گردد و از اينگونه علل ، كه ما آنها را اينجا و آنجا مشاهده مىكنيم . پس از اين مقدّمه ، به اختصار به نظرياتى كه دربارهء آيهء زير وجود دارد ، اشاره مىكنيم :
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
برخى گفتهاند : اين آيه دربارهء روحانيان يهود نازل شده است ؛ يعنى آنانكه نام و صفات محمّد صلّى اللّه عليه و آله را كه در تورات وجود داشت ، پنهان كردند و در همان حال دوست داشتند كه به راستگويى و وفادارى بر آيين ابراهيم عليه السّلام وصف شوند ، درحالىكه اين صفت در آنان وجود نداشت .
برخى گفتهاند : آيه دربارهء منافقانى نازل شده است كه در جنگها و غزوات از فرمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تخلّف مىكردند و با دروغ بهانه مىجستند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ظاهر ، سخنان آنها را مىپذيرفت . ازاينرو ، آنها خوشحال مىشدند و دوست داشتند كه به آنها مؤمن بگويند ، درحالىكه ايمان در قلبشان وجود نداشت .
بهترين نظريه دربارهء تفسير آيهء فوق ، اين است : خداوند پس از آنكه در آيهء پيشين ،