خداوند : « روزى كه در آتش جهنّم گداخته شود و پيشانى و پهلو و پشتشان را با آن داغ كنند » . « 1 »
ثروتمند ، وكيل است ، نه مالك
خداوند متعال در چندين آيه ، به بخشش و انفاق تشويق و در بسيارى از آنها اشاره كرده است كه اموال ، ملك دارندهء آن نيست ، بلكه ملك خداست ؛ [ تنها ] انسان بر آن امين است و اجازه دارد كه با رعايت حدود مشخصى ، در آن تصرّف كند و از اين حدود فراتر نرود ؛ بهسان وكيلى كه در تمامى تصرّفات بايد از خواستهء موكّل خود پيروى كند . « 2 » از جملهء اين آيات ، همين آيهء :
« يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ »
است . و نيز آيهء 77 سورهء قصص :
« وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ »
و آيهء 47 سورهء يس :
« أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ . . . »
و آيات ديگر .
در حديث قدسى آمده است : « مال ، مال من است ، توانگران وكيلان من هستند و تنگدستان عايلهء من . پس كسى كه مال مرا به عايلهء من نبخشد ، او را وارد جهنّم خواهم كرد و هيچباكى هم ندارم » . روشنترين آيه در اينباره ، آيهء 7 سورهء حديد است :
« وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ ؛
به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد و از آن مال كه به وراثت به شما رسانده است ، انفاق كنيد » . و « جعله خليفة » ؛ يعنى او را جانشين خود قرار داد .
بنابراين آيات و احاديث دلالت دارد كه اسلام ، مالكيت انسان بر مال را - از هرنوع كه باشد - نمىپذيرد ؛ خواه مالكيت مطلقهء فردى باشد ، آنگونه كه مكتب سرمايهدارى مىگويد خواه مالكيت مشروط باشد ، چنانكه مكتب سوسياليزم عقيده دارد و يا مالكيت عمومى باشد ، آنگونه كه مكتب كمونيزم مىگويد . اسلام هيچيك از انواع
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 35 .
( 2 ) . پس از پايان اين فصل ، فصل « ايمان به خداوند و مشكل زندگى » را در ذيل تفسير آيهء 5 از سورهء نساء مطالعه كنيد ؛ زيرا آن فصل به اين بحث ارتباط دارد .