محذوف و در تقدير « البخل خيرا » است . همانند « من كذب كان شرّا له » كه در تقدير « كان الكذب شرّا له » مىباشد و
« خَيْراً »
مفعول دوم است .
« هُوَ »
ضمير فصل است و محلّى از اعراب ندارد .
« ما »
در
« ما بَخِلُوا »
منصوب به نزع خافض و در تقدير « سيطوّقون بما بخلوا به طوقا فى أعناقهم » است .
« قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ »
منصوب مىباشد ؛ زيرا عطف بر
« ما قالُوا »
است و در حقيقت « سنكتب قتلهم الانبياء » مىباشد .
« ذلِكَ »
مبتدا و
« بِما قَدَّمَتْ » ،
« بِما »
متعلق به محذوف و خبر است .
« أَنَّ اللَّهَ »
به فتح همزه ، بنابراينكه « باء » در تقدير است ؛ يعنى « بأنّ اللّه ليس بظلّام للعبيد » . مصدر مؤوّل ، مجرور به باء و متعلق به خبر محذوف است .
تفسير
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ .
خداى سبحان ، پس از آنكه [ مؤمنان را ] پيشتر به ايثار جان تشويق كرد ، اينك به بذل مال ترغيب مىكند . مراد آيه ، كسانى است كه از دادن زكات و خمس - كه واجب است - خوددارى مىكنند و نه كسانىكه از دادن صدقهء مستحب ممانعت مىنمايند ؛ زيرا عذاب شديدى كه آيه بدان دلالت دارد ، مترتّب بر ترك واجب است و نه بر ترك مستحب .
برخى گفتهاند : مراد آيه ، كسانى است كه نام محمّد صلّى اللّه عليه و آله و ويژگىهاى او را كه در تورات و انجيل آمده ، پنهان مىكنند . برخى گفتهاند : مراد هركسى است كه از آموزش علم خويش به آنانى كه بدان نياز دارند ، خوددارى كند ؛ لكن متبادر از آيه ، بخل ورزيدن به مال است و نه به علم و به اين موضوع ، سخن خداوند اشاره دارد :
سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ ؛
در روز قيامت آنچه را در بخشيدنش بخل مىورزيدند چون طوقى بر گردنشان خواهند آويخت . اين جمله ، تفسير جملهء
« هُوَ شَرٌّ لَهُمْ »
مىباشد . تطويق در اينجا كنايه از شدّت عذاب است ؛ بهسان اين سخن