تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
بردارد ، از آن اوست . ازاين‌رو ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به آنها گفت : « آيا گمان مىكنيد كه من به شما خيانت مىكنم ؟ » لذا آيه نازل شد . البته لفظ آيه احتمال چنين معنايى را مىدهد ، چنان‌كه سياق آيه نيز آن را تأييد مىكند ؛ چراكه آيه در واقعهء احد نازل شد . در هرحال ، آنچه ما به‌طور كلّى و با صرف‌نظر از اسباب نزول ، از آيه استفاده مىكنيم آن است كه انبيا معصومند و امكان ندارد كه خيانت از آنان واقع شود ؛ زيرا فردى راستگو ، مادام كه راستگوست ، امكان ندارد دروغ از او صادر شود ، و گرنه راستگو نخواهد بود . شيرين مادام كه شيرين است ، امكان ندارد تلخ باشد . مگر اين‌كه اشيا به ضدّ خود نامگذارى شوند كه در آن صورت ، معيارهاى تشخيص از بين خواهند رفت .
وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ ؛
يعنى اگر كسى خيانت كند و چيزى را بدزدد ، در روز قيامت با گناه آن وارد محشر مىشود و كيفر آنچه را انجام داده است ، بدون كم و كاست دريافت مىدارد و در حضور خلايق رسوا مىشود . برخى گفته‌اند : فرد خائن در حالى [ به محشر ] مىآيد كه همان چيزى را كه دزديده ، به همراه دارد ؛ به عنوان مثال : كسى كه شترى را بدزدد ، روز قيامت در حالى مىآيد كه همان شتر را بر گردنش حمل مىكند . و گفته‌اند اين مطلب ، مستند به روايتى طولانى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است . اگر اين روايت درست باشد ، كنايه از به دوش كشيدن گناهى است كه شخص در دنيا مرتكب شده است ، و نه حمل اسباب گناه . در اين‌صورت ، اين آيه نظير آيهء 123 سورهء نساء است :
« مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً ؛
هركس مرتكب كار بدى شود جزايش را ببيند و جز خدا براى خويش دوست و ياورى نيابد » .

شگفت‌آفرينى اسلام

كسى كه تاريخ مسلمانان را جستجو كند ، مىبيند كه تعاليم قرآن و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 320 | محمد جواد مغنية