تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
خواستن هدايت آنها بسنده نكرد ، بلكه در پيشگاه خدا به سبب جهل و نادانى آنان ، عذر خواست . شگفتى ندارد اگر محمّد صلّى اللّه عليه و آله براى خود خشمناك نشود و براى خود چيزى از اموال دنيا را جمع‌آورى نكند ، بلكه اگر چنين كند ، جاى شگفتى است . چراكه اين اخلاق براى كسى كه مبعوث شده تا مكارم اخلاق را به كمال رساند و تمامى مردم را براى تصديق خود و رسالت خود فراخواند ، امرى حتمى و واجب است . تصديق محمّد صلّى اللّه عليه و آله جز تصديق عدل و احسان و ايمان به او جز ايمان به حق و انسانيت نيست ، نه اين‌كه ايمان به شخص و ذات او باشد . مردى آن حضرت را صدا زد : اى آقاى ما و فرزند آقاى ما و اى بهترين ما و فرزند بهترين ما ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « شيطان شما را فريب ندهد . من محمّد ، بنده و فرستادهء خدا هستم . به خدا سوگند ! دوست ندارم كه مرا بالاتر از آن مقامى كه دارم ، وصف كنيد » . اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وقتى مىديدند وى بر آنها وارد مىشود ، از جا برنمىخاستند ، با اين‌كه وى محبوب‌ترين مردم نزد آنان بود ؛ زيرا مىدانستند كه پيامبر اين كار آنها را دوست نمىدارد . همچنين او دوست نداشت اصحابش پشت سر او حركت كنند و اگر فردى چنين مىكرد ، دست او را مىگرفت و وادارش مىكرد تا در كنارش راه برود . اخلاق محمّد صلّى اللّه عليه و آله اين‌گونه بود . هيچ‌كس از مردم ، چنين اخلاقى ندارد . اخلاق او بيانگر و منعكس‌كنندهء حقيقت اسلام بود . بنابراين ، هر دعوت‌كنندهء به اسلام كه از سيرهء پيامبرش پيروى نكند و از سنّت او تجاوز كند ، فردى نيرنگباز و حيله‌گر خواهد بود ؛ خواه خود وى اين را احساس كند ، و يا بپندارد و مردم نيز اين پندار را داشته باشند كه او مقدّس‌ترين مقدّسان است .