وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ .
اين آيه ، نظير آيهء 129 سوره بقره است . در هرصورت ، اين آيه مطالب زير را دربر دارد :
1 . پيامبر ، احسانى است از خدا به خلق ؛ زيرا پيامبر آنان را از نادانى به سوى آگاهى ، از ذلّت به سوى كرامت و از معصيت و مجازات خدا به سوى طاعت و پاداش او ، سوق مىدهد .
2 . اين احسان الهى به عرب دوچندان شد ، زيرا محمّد صلّى اللّه عليه و آله از آنان است و تمام امّتها به آن حضرت افتخار مىكنند .
3 . پيامبر آيات خدا را كه بر وحدانيّت ، قدرت ، علم و حكمت او دلالت دارد ، بر آنها تلاوت مىكند .
4 . پيامبر مردم را از پليدىهاى شرك و بتپرستى و افسانهها و خرافات و نيز تقليدهاى زيانآور و عادتهاى زشت ، پاك مىكند .
5 . كتاب را به آنان مىآموزد ؛ يعنى همان قرآنى كه آنها را متّحد ساخت ، زبانشان را حفظ و آنها را به فراگيرى دانش و مكارم اخلاق تشويق كرد . همچنين پيامبر به آنها حكمت مىآموزد و حكمت ، قرار دادن هرچيز در جاى خود است . برخى گفتهاند :
مراد از حكمت در اينجا « فقه » است . بهترين تفسير اين آيه ، همان است كه جعفر بن ابى طالب به نجاشى ، پادشاه حبشه گفت و آن ، چنين است :
« اى پادشاه ! ما قومى نادان بوديم ، بتها را مىپرستيديم ، گوشت مردار مىخورديم ، كارهاى زشت انجام مىداديم ، صلهء رحم بهجا نمىآورديم ، حقّ همسايگى را رعايت نمىكرديم ، نيرومند ما حقّ ضعيف را مىخورد . . . ما بر همين وضعيت بوديم ، تا اينكه خداوند پيامبرى را از ميان خود ما مبعوث كرد . نسب ، صداقت ، امانت و پاكدامنى او را مىشناسيم . او ما را به سوى خداى يگانه فراخواند تا به وحدانيّت او ايمان بياوريم و او را پرستش كنيم و از سنگها و بتهايى كه ما و پدران ما مىپرستيديم ، دست برداريم . او ما را به راستگويى ، اداى امانت ، صلهء رحم ،