تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
مراد در اين‌جا ، دزدى از غنيمت جنگ پيش از تقسيم آن است . « غلّ » به ضمّ غين ، به معناى طوق و تشنگى و « غلّ » به كسر غين ، به معناى غش و كينه است . باء : برگشت . « بوّء له مكانا ؛ مكانى را براى او آماده كرد » ؛ زيرا او به سوى آن مكان بازمىگردد . يزكّيهم : آنان را پاك سازد .

اعراب

« ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ » .
برخى گفته‌اند : اصل آن ، « ما كان نبىّ لأن يغلّ » بوده است . آن‌گاه ، لام از
« أَنْ يَغُلَّ »
به واژهء « نبى » منتقل شده است . ما ضرورتى براى اين نقل نمىبينيم و مصدر تأويل يافته از
« أَنْ يَغُلَّ »
به عنوان اسم
« كانَ »
است . و «
لنبي
» متعلق به محذوف و خبر كان و تقدير آن ، چنين است : « ما كان الغلّ حاصلا أو صفة لنبىّ » درست مانند « ما كان لنا أن نكذب » ؛ يعنى دروغگويى براى ما حاصل و يا صفتى براى ما نيست .
« وَ إِنْ كانُوا »
« ان » مخفّفهء از ثقيله و غير عامل است ؛ زيرا عمل نكردن « ان » در اين صورت ، بسيار است . لام در
« لَفِي »
براى فرق ميان « ان » مخفّفه و « ان » نافيه است .

تفسير

وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ .
«
يغلّ
» به صيغهء معلوم خوانده شده است ؛ يعنى پيامبر نه در غنيمت خيانت مىكند و نه در چيزهاى ديگر ، چنان‌كه جاهلان گمان آن را دارند . به صيغهء مجهول نيز خوانده شده كه معنايش چنين مىشود : بر هيچ‌كس جايز نيست كه در غنيمت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خيانت كند . در بسيارى از تفاسير آمده است : انگيزه‌اى كه باعث شد تيراندازان مكان خود را ترك كنند و پشت [ جبهه ] مسلمانان را خالى بگذارند ، اين بود كه آنان مىترسيدند مبادا پيامبر از غنايم جنگى ، سهمى براى آنان قائل نشود و بگويد : هركس هرچه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 319 | محمد جواد مغنية