و ترس از طولانى بودن راه و عدم تحمّل رنجها و سختىهاى راه است . اين نكته را من در زندگى خويش تجربه كردم و در اثر شكيبايى و مقاومت به چيزهايى دست يافتم كه حتّى تصور برخى از آنها را نمىكردم و بايد از اين جهت ، خداى را سپاس بگويم . من تجربه كردم و يقين كردم كه شكيبايى معجزه مىكند و نيز دريافتم كه زيركى تنها در صورتى كارساز است كه با شكيبايى و پايدارى همراه باشد .
إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ .
بسيارى از مفسّران گفتهاند : مراد از اين آيه ، تيراندازانى هستند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آنان دستور داد كه در مواضع خود باقى بمانند تا مشركان را از پشت جبههء مسلمانان دفع كنند ؛ امّا آنان پس از آنكه پنداشتند كه مشركان شكست قطعى خوردهاند ، مواضع خود را رها كردند . لكن از آنجا كه آيه از تيراندازان نام نمىبرد بنابراين عامّ است و تيراندازان و ديگر شكستخوردگان جنگ احد را شامل مىشود . البته عموم آيه تنها كسانى را شامل مىشود كه به خدا و پيامبرش ايمان داشتند و شكست خوردند ، و منافقان را دربر نمىگيرد ؛ زيرا خداوند مىگويد :
« وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ » .
چون خدا از منافقى كه بر نفاق اصرار مىورزد ، نمىگذرد ؛ نفاقى كه از شرك علنى بزرگتر است . خلاصهء سخن آنكه ، كسانىكه در روز احد شكست خوردند ، به خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ترديد نداشتند ، بلكه به سبب طمع و يا نداشتن صبر و پايدارى و عللى از اينگونه ، كه جز معصوم ، كسى ديگر از آن پاك و برى نيست ، فرار كردند . چنين افرادى را نبايد به نفاق نسبت داد و خداوند آنها را بخشود ، هرچند آنها دچار لغزش و گناه شده بودند .
برخى در تفسير اين سخن خدا :
« إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا »
گفتهاند :
« سبب اينكه شيطان بر آن مسلّط شد ، آن بود كه آنان پيش از احد ، گناهانى را مرتكب شده بودند » .
اين سخن ، صرفا حدس است . نظريهء نزديك به صواب آن است كه واژهء « كسب »