بنابراين ، سخن منافقان كه در ابتدا گفتند : « آيا كار در دست ماست ؟ » و آنگاه گفتند :
« اگر كار در دست ما بود . . . » ؛ نظير سخن كسى است كه مىگويد : من پول ندارم ، اگر پول مىداشتم چنين و چنان مىكردم .
قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ .
اين آيه رد سخن كسانى است كه مىگفتند : اگر كار در دست ما بود ، كشته نمىشديم . سبب رد سخن آنان اين است كه ترس ، آنچه را مقدّر شده باشد برنمىگرداند و تدبير نمىتواند در برابر تقدير مقاومت كند ؛ خواه جنگ به نفع شما باشد و يا بر ضرر شما . تفصيل اين مطلب در تفسير آيهء 145 از همين سوره تحت عنوان « اجل قطعى » بيان شد .
وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ .
حكمت گرفتارى مسلمانان در روز احد ، آن بود كه اين گرفتارى معيارى بود كه مؤمن را از منافق جدا مىكرد و حقيقت هركدام را براى مردم ، و نه براى خدا ، آشكار مىساخت ؛ زيرا خداوند همهء اسرار را مىداند . بنابراين ، اثر آزمايش ، بر ايمان ، تسليم بودن و پاداش و مزد مؤمن افزوده مىشود و منافق آنگونه كه هست ، براى مردم آشكار مىگردد .
رمز شكست
اينكه انسان در طول زندگى خود ، به دور از نكبتها و آسيبها باشد ، حقيقتى به شمار مىرود كه از اذهان مردم ، بيگانه است . دشوارىها دلها را پاكيزه و از زيانها پيراسته مىسازد و شكيبايى در برابر مشكلات ، انسان را به اهداف و آرمانهايش مىرساند ؛ زيرا تجربه ثابت كرده است كه يك جنگجو ، يا سياستمدار ، يا تاجر ، يا دانشمند ، يا اديب ، يا كارگر و يا كشاورز جز در اثر پايدارى و شكيبايى در برابر دشوارىها ، به هدف خود دست نيافته است .
اگر ما دربارهء راز شكست در زندگى تحقيق كنيم ، مىبينيم كه اين رمز ، همانا ضعف