تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
1 .
وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ .
اين گروه را خواب راحت فرونگرفت ؛ زيرا ترس و وحشت در دل‌هاى افراد آن حكم‌فرما بود . مفسران گفته‌اند : آنان عبد اللّه بن ابىّ و متعب بن قشير و پيروان آنها بودند . اين آيه دلالت دارد كه ايمان كامل ايجاب مىكند كه انسان به امور مردم اهتمام ورزد و كسى كه جز به خود و نزديكانش اهتمام نداشته باشد ، ايمانش ناقص است ، چنان‌كه در حديث آمده : « كسى كه به امور مسلمين اهتمام نورزد مسلمان نيست » . 2 .
يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ .
هركس از رحمت خدا نااميد شود و يا گمان كند كه خدا كارى را انجام داده كه نبايد انجام مىگرفت ، به خداوند گمان نابخردانه برده است . از جملهء اين افراد كسانى هستند كه در روز احد گفتند : اگر محمّد صلّى اللّه عليه و آله پيامبر بود ، مشركان بر او غلبه نمىكردند . آنان نمىدانستند و يا خود را به نادانى زده بودند كه جنگ در حال نوسان است [ هم شكست دارد و هم پيروزى ] و ميزان در هركار ، پايان آن است . 3 .
يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ ؛
يعنى كار در دست ما نيست . خداوند به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه در پاسخ آنان بگويد : كار نه در دست شماست و نه در دست ديگران ، بلكه تنها در دست خداست :
قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ ؛
بگو : همهء كارها در دست خداست . ما جز اطاعت چاره‌اى نداريم . آيهء فوق ، نظير اين سخن خداست :
« لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ؛
كار در دست تو نيست » . و تفسير آن در آيهء 128 از همين سوره گذشت .
يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ ؛
آنان در دل خود ، دروغ و نفاق را پنهان مىكنند كه
ما لا يُبْدُونَ لَكَ ؛
نمىخواهند براى تو آشكار سازند . از جمله چيزهايى كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پنهان مىكردند اين بود :
يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا ؛
مىگفتند : ( در دل خود ) اگر كار در دست ما بود ، در اين‌جا كشته نمىشديم . بدين معنا كه اگر كار در دست ما بود به جنگ نمىآمديم و اگر به جنگ مىآمديم ، صحنهء جنگ را با تدبير درست اداره مىكرديم ، به گونه‌اى كه كسى از ما در « احد » كشته نمىشد .