تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
نوشته شده است [ ، يعنى كايّن ] همان‌گونه كه در تفسير المحيط آمده است . جملهء
« قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ »
خبر آن است .

تفسير

وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ .
اين آيه ، به واقعه‌اى معيّن ، يعنى جنگ احد اشاره دارد كه قبلا بدان اشاره شد ، امّا خلاصه‌اش از اين قرار است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تيراندازان را دستور داد كه از گذرگاه كوه نگه‌دارى كنند و در هيچ حالت آن‌جا را رها نكنند ؛ خواه جنگ به نفع مسلمانان تمام شود و يا به ضرر آنان . لكن گروهى از تيراندازان وقتى ديدند كه مشركان در مرحلهء نخست جنگ شكست خورده‌اند ، پشت جبههء مسلمانان را خالى كردند و به دنبال غنيمت شتافتند . ازاين‌رو ، مشركان بار ديگر به مسلمانان حمله‌ور شدند و شمار بسيارى از آنان را كشتند ؛ دندان‌هاى پيشين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شكست ، صورتش زخم برداشت و خون از زخم‌ها جارى گرديد . نداكننده‌اى فرياد زد : محمّد صلّى اللّه عليه و آله كشته شد . با اين ندا مردم از اطراف محمّد صلّى اللّه عليه و آله پراكنده شدند و جز شمار اندكى با آن حضرت باقى نماندند كه از آن جمله : على بن ابى طالب عليه السّلام و ابو دجانهء انصارى بود . برخى از اصحاب مىگفتند : كاش كسى را پيدا مىكرديم كه از ابو سفيان براى ما امان‌نامه مىگرفت . برخى مىگفتند : اگر محمّد صلّى اللّه عليه و آله پيامبر مىبود ، كشته نمىشد ؛ پس به دين اوّل خود برگرديد . قرآن ، شكست‌خوردگان گرفتار شك را سرزنش كرد و به آنان گفت : محمّد پيامبرى است كه رسالت پروردگارش را به بندگان او مىرساند و هرزمان كه اين رسالت را ابلاغ كرد ، مأموريتش نيز پايان مىيابد . رسالت عام او به شخص خود وى ارتباط ندارد و با مردن او از بين نمىرود ، بلكه با بقاى خداوندى كه نمىميرد ، باقى مىماند . چنان‌كه ديگر انبيا نيز خودشان مردند ، امّا تعاليم و رسالتشان باقى ماند ؛ به