دارد . ( 146 )
سخنشان جز اين نبود كه مىگفتند : اى پروردگار ما ! گناهان ما را و زيادهروىهاى ما را در كارها بيامرز و ما را ثابتقدم گردان و در برابر كافران يارى كن . ( 147 )
خدا پاداش اين جهانى و پاداش نيك آن جهانى را به ايشان ارزانى داشت و او نيكوكاران را دوست دارد . ( 148 )
واژگان
هركس به جايى كه در قبل بوده ، بازگردد ، به او مىگويند : « انقلب على عقبيه ؛ به عقب بازگشته است » . بنابراين ، مراد از سخن خداوند متعال :
« انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ؛
آن است كه شما پس از ايمان به كفر بازگشتيد .
مؤجّل : مدّت معين .
ربّيّون : آنگونه كه صاحب مجمع البحرين مىگويد ، كسانى هستند كه در علم و عمل به حدّ كمال رسيدهاند . امّا ديگران گفتهاند :
« رِبِّيُّونَ »
به معناى گروههاى بىشمار است و مفرد آن « ربّى » به معناى گروه است .
وهن : ضعف .
استكانة : آشكار كردن ضعف از طريق تسليم شدن به دشمن است .
اسراف : تجاوز از حد .
اعراب
« شَيْئاً »
مفعول مطلق و در اصل « شيئا من الضّرر » است .
« كِتاباً »
مفعول مطلق براى فعل محذوف است كه در تقدير « كتب كتابا مؤجّلا » مىباشد ؛ زيرا هرچيزى كه به اذن خدا باشد ، نوشته شده است . اصل
« كَأَيِّنْ »
، « أىّ » بوده ، آنگاه كاف بر آن داخل و يك كلمه شده است ؛ چنانكه كاف بر سر « ذا » داخل و « كذا » شده است .
« كَأَيِّنْ »
به معناى « كم » خبريه است و بنابراينكه مبتداست ، محلّ آن مرفوع مىباشد . و در قرآن با نون