قرآن كريم موضوع فوق را با اين سخنان خود :
« لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ . . . »
تأييد مىكند و نيز با آيات 75 و 76 سورهء توبه :
« وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ . فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ ؛
بعضى از آنها با خدا پيمان بستند كه اگر از فضل خود مالى نصيبمان كند ، زكات مىدهيم و در زمرهء صالحان درمىآييم . چون خدا از فضل خود مالى نصيبشان كرد بخل ورزيدند و به اعراض بازگشتند » .
انسان خردمند و باتجربه ، با ديدهء اتهام به خود مىنگرد و تصورات و امورى را كه در ذهنش خطور مىكند تأييد نمىكند ؛ زيرا از اين بيم دارد كه مبادا انديشهء او سرابى باشد كه با وزيدن باد از بين مىرود . همچنانكه مؤمن حقيقى و واقعى در ايمان خود پايدار مىماند خواه در آسايش باشد و يا در سختى ؛ گفتارش در تمامى حالات با كردارش مطابقت دارد و در تمامى شرايط تنها به خدا توجّه دارد . دربارهء تفسير آيهء 98 سورهء انعام :
« وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ »
رواياتى آمده است كه مىگويد : مراد از مستقر ، ايمان پايدار و مراد از مستودع ، ايمان ناپايدار است .
بر اثبات ايمان پايدار ، دليلى روشنتر از موافقت گفتار با كردار و بر ايمان دروغين ، از تضاد گفتار با كردار وجود ندارد . ازاينرو ، گفتار پيامبران و امامان پاك عليهم السّلام عين كردارشان و كردار منافقان بر خلاف گفتارشان بوده است .