وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ .
[ در اينجا ] خطاب به برخى از اصحاب رسول خداست كه پيش از واقعهء احد آرزوى شهادت مىكردند ؛ لكن وقتى هنگامهء جنگ فرارسيد آنان ترسيدند و گريختند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به دشمنان تحويل دادند . در برخى از روايات است كه بعضى از اصحاب مىگفتند : اگر ما جنگ در حضور پيامبر را دريابيم ، چنين و چنان مىكنيم ؛ امّا وقتى صحنهء جنگ فرارسيد ، به پيمانشان وفا نكردند . ازاينرو ، خدا دربارهء ايشان اين آيه را فروفرستاد :
« وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ . . . » .
مراد از ديدن مرگ ، ديدن اسباب آن است از قبيل جنگ و مبارزه با قهرمانان نبرد . خداوند با آيهء مزبور آنان را سرزنش كرد ؛ زيرا كردارشان بر خلاف گفتارشان بود .
دگرگون شدن اخلاق و انديشه
هرانسانى شرايط و محيط خاصّ خود را دارد و همين محيط است كه غالبا بر اخلاق و انديشههاى او حكومت مىكند ؛ به عنوان مثال : ضعيف بيش از قوى ، ظلم را زشت مىداند . كسى كه در محيط بتپرستى تربيت شده باشد ، هيچگونه اشكالى در تقديس بتها نمىبيند ، مگر اينكه شخص ، انسانى خارقالعاده باشد ؛ نظير محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه فطرتا تمامى عادتهاى زشت قوم خود را تقبيح مىكرد .
گاه شرايط انسان دگرگون مىشود ؛ مثلا شخص فقير ، ثروتمند مىشود و يا به عكس به پيروى از آن شرايط ، اخلاق و انديشههاى فرد نيز تغيير مىكند . بنابراين ، ويژگىهاى شخص مادامى باقى است كه شرايط اجتماعى او تغيير نكند ؛ امّا وقتى كه اين شرايط تغيير كند ، غالبا ويژگىهاى او نيز دگرگون خواهد شد . ما افراد بسيارى را ديديم كه تا زمانى كه خودشان فقير و زيردست بودند ، از ثروتمندان و رؤسا انتقاد مىكردند ؛ امّا به صرف اينكه به مال و مقام رسيدند ، پيمان خود را شكستند و بدتر از كسانى شدند كه ديروز مورد انتقاد آنان بودند .