تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ هُمْ فِيها خالِدُونَ .
مراد از
« رَحْمَةِ اللَّهِ »
بهشت است و روشن است كه اهل بهشت در آن ، جاويدان خواهند بود . خلاصهء سخن آن‌كه ، كسانىكه به ريسمان الهى تمسك مىجويند ، براى خدا كار مىكنند و در كارهاى نيك و منافع عموم همكارى مىنمايند ، روز قيامت در حالى محشور مىشوند كه عزيز ، خوشحال ، خشنود و پسنديده هستند . امّا كسانىكه بر سر لاشهء دنيا با يكديگر اختلاف مىورزند و براى دين و امت و وطن ، احترام قائل نمىشوند و تنها به منافع خود و فرزندان خود اهميّت مىدهند ، در حالى محشور مىشوند كه ذليل و زيانكار و منفور هستند ؛ جايگاه آنان جهنّم است و چه بد سرنوشتى دارند ! شگفت‌تر از هر شگفتى ، اين است كه برخى از روسياهان [ منافقان ] به خيال خود ، دربارهء خدا و به نام او سخن مىگويند و از طريق همين توهم دروغين به بالاترين مقام‌ها رسيده‌اند ، لكن وقتى كسى به آنها مىگويد : از خدا پرهيز كن . آنان به او مىگويند : تو به خدا كافر شدى . شخصى كه در اين جهت از همهء آنان پيشى گرفت ، عبد الملك بن مروان بود ، زيرا روزى كه پست خلافت را عهده‌دار شد ، گفت : هركس از اين پس ، به من بگويد : از خدا پرهيز كن ، گردنش را مىزنم .
تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ .
« تِلْكَ »
اشاره به متنعّم بودن نيكوكاران و عذاب شدن كافران است . مخاطب آيه ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله است . ممكن است كسى بپرسد : در اين خبر ، چه سود است ، مادام كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله به حقانيت و درستى اين آيات يقين دارد ؟ پاسخ : شيوهء قرآن اين است كه اين‌گونه خبر دادن را در آيات بسيارى تكرار مىكند و مراد اين آيات ، شخص محمّد صلّى اللّه عليه و آله نيست ، بلكه كسانى هستند كه در حقانيت آيات ترديد دارند و گمان مىكنند كه اين آيات و آيات ديگر از سوى محمّد صلّى اللّه عليه و آله است و نه از سوى خدا :
« وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 212 | محمد جواد مغنية