تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
معناى وسيله‌اى به كار مىرود كه با آن مىتوان به هدف رسيد . مراد از حبل در اين‌جا اسلام است . لذا معناى آيه به‌طور كلى اين است كه مسلمانان مادام كه پيرو دين واحد ، پيامبر واحد و كتاب واحد هستند ، بايد اين رابطهء دينى را ، كه به مراتب نيرومندتر از رابطهء نسبى است ، حفظ كنند و نيز بايد شيفته آن باشند و براساس آن عمل كنند و در قالب دسته‌ها و گروه‌ها پراكنده نشوند . ممكن است اين سؤال پيش آيد : آيا در دعوت به اين تشكّل دينى ، نوعى تعصّب دينى وجود ندارد ؟ پاسخ : خير ، زيرا تقويت رابطه ميان پيروان يك دين ، همانند تقويت رابطه ميان افراد يك حزب و يا يك خانواده است و اين‌گونه تقويت رابطه ، مستلزم تعصّب ضدّ ديگران نخواهد بود ، بلكه در مورد اسلام ، قضيه كاملا برعكس است ، چراكه اسلام [ مردم را ] به مهربانى و الفت در ميان تمامى افراد خانوادهء بشرى ، بدون توجّه به دين ، انديشه و نژاد آنها دعوت مىكند . بنابراين ، اخوّت اسلامى به‌سان تقويت و پشتيبانى از اخوّت بشرى است . خوب است به اين نكته اشاره كنيم : مقصود از جماعت و گروهى كه همكارى با آنها واجب و شورش عليه آنها حرام است ، كسانى هستند كه براى رضاى خدا و صلاح مردم گرد هم آمده باشند ، و گرنه ، صرف تجمّع و گردهمايى بدون آن‌كه نفعى بر آن مترتب باشد ، هدف نيست و تنها سودى كه مىتواند داشته باشد اين است كه موجب از بين رفتن كشمكش‌ها و درگيرىها مىشود . امام على عليه السّلام فرمود : « جدايى خواهان اهل باطلند ؛ هرچند تعداد آنها زياد باشد و وحدت‌خواهان ، اهل حقّند ؛ هر چند تعدادشان كم باشد » . با اين بيان به تفسير اين حديث معروف پى مىبريم كه ، « دست خدا با جماعت است » . معناى حديث ، آن است كه خدا تنها با كسانى است كه بر محور حق گرد هم آمده باشند و با يكديگر همكارى كنند ، امّا اگر بر باطل گرد هم آيند ، جز شيطان هيچ‌كس با آنها نخواهد بود .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 201 | محمد جواد مغنية