تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
مىكنند و دست به نيرنگ و فريب مىزنند و مطالب دروغ را به پيامبر اسلام و مسلمانان و قرآن نسبت مىدهند ؛ مثلا آنها مىگويند : محمّد مردم را به عبادت خويش ، كه به صورت بتى از طلا بود ، فرامىخواند . او بر طبل و نى مىنواخت . او فردى متزلزل و داراى اختلال اعصاب بود . و از اين‌گونه عبارات كه نشان‌دهندهء كينه و پستى مىباشد . « 1 » دكتر زكى نجيب محمود در كتاب ايّام فى آمريكا مىگويد : من در آمريكا نمايشنامه‌اى را ديدم كه سرتاسر آن ، تمسخر قرآن ، دروغ بستن به اسلام و توهين به محمّد صلّى اللّه عليه و آله بود ، درحالىكه از آمريكا [ در دنياى امروز ] به‌عنوان يك كشور علم و تمدّن ياد مىشود و نيز كشورى است كه خيال مىكنى شعار دين با خود حمل مىكند و به نام مبارزه با الحاد ، بمب‌هاى خود را بر سر مستضعفان مىريزد !
هامش
( 1 ) . اين ياوه‌گويىها در مقدّمهء كتاب الاسلام ، سوانح و خواطر ، تأليف « دوكاسترى » فرانسوى آمده است . نويسنده ، آن را از كتاب‌هاى زيادى نقل كرده است ؛ كتاب‌هايى كه غربىها آنها را به منظور دشنام و طعنه زدن به اسلام و پيامبر اسلام ، جعل كرده‌اند . آن‌گاه ، اين مطالب را تكذيب و با دليل و منطق ردّ كرده است . خداوند درست فرموده ، آن‌جا كه مىگويد : « از ميان اهل كتاب كسى است كه اگر او را امين شمرى و قنطارى به او بسپارى ، آن را به تو باز مىگرداند و از ايشان كسى است كه اگر امينش شمرى و دينارى به او بسپارى ، جز به تقاضا آن را بازنگرداند » ( آل عمران ( 3 ) آيهء 75 ) .