مراد از طايفهاى از اهل كتاب ، گروهى از سران دينى آنان است . اين آيه ، دقيقا بر مبلّغان مسيحى انطباق دارد ؛ زيرا آنان با آنچه در توان دارند مىكوشند مسلمانان را مسيحى كنند و اگر نپذيرفتند ، تلاش مىكنند تا آنان را گمراه و در دين اسلام متزلزل سازند .
آنان به همين اندازه كه مسلمانان ، انسانهاى بىدين [ و بىبندوبار ] باشند ، بسنده مىكنند . امّا اين مبلّغان مسيحى درواقع و ناخودآگاه بر ضرر خودشان كار مىكنند ؛ چراكه تضعيف دين اسلام ، بهعنوان دينى كه مردم را به وجود خداى مدبّر و حكيم در وراى اين جهان فرامىخواند ، به منزلهء شكست تمامى اديان و پيشوايان آنهاست كه از جملهء آنان ، خود اين مسيحيان هستند . اينجاست كه معناى اين سخن خدا را در مىيابيم :
« وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ ؛
و حال آنكه نمىدانند كه جز خود را گمراه نمىكنند » .
نمىدانم چرا مفسّران با وجود آشكار بودن اين معنا ، به آن توجّه نكردهاند ؛ زيرا آنان گفتهاند : مراد از اينكه اهل كتاب خود را گمراه مىكنند ، اين است كه آنان به سبب گمراه كردن مسلمانان در روز قيامت ، گرفتار عذاب مىشوند . شيخ محمّد عبده و فخر رازى جملهء « اهل كتاب خود را گمراه مىكنند » را اينگونه تفسير كردهاند : تلاش آنان براى گمراه كردن مؤمنان ، هيچ سودى برايشان نخواهد داشت ، بلكه با نااميد شدن و شكستى كه مىخورند ، اين گمراهى به خود آنها بازمىگردد ؛ چراكه هيچ مسلمانى به آنها پاسخ مثبت نمىدهد و فريب گمراهىهاى آنان را نمىخورد . البتّه تفسير درست ، همان است كه ما گفتيم و آن اينكه تضعيف اسلام ، تضعيف همهء اديان آسمانى و پيروانشان است .
بههرحال ، اسلام با اصول و مبانى خود ، نيرومندتر از آن است كه دين مسيحيت يا اديان ديگر آن را شكست دهند . ازاينرو ، مىبينيم كه بتپرستان و اهل كتاب ، گروه گروه ، با رضايت خاطر و باور كامل ، به دين اسلام گرايش پيدا مىكنند و از طبقهء دانشمندان و روشنفكران نيز در ميان آنها وجود دارند ، درحالىكه ما هيچ فرد آگاه