تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
مسلمانانى را نمىشناسيم كه پس از اسلام و شناخت حقيقت آن ، به دين ديگرى وارد شده و اسلام را ترك گفته باشد . كنت فرانسوى « هنرى دوكاسترى » در كتاب الاسلام ، سوانح و خواطر در بخش « الاسلام فى الجزائر » چنين گفته است : « مىبينيم كه اسلام با گرويدن بت‌پرستان آفريقا به آن و مجهّز شدن آنان در زير پرچم قرآن ، ثابت مىكند كه همچنان زنده و نيرومند است . هيچ‌كس از مسلمانان به دين ديگرى گرايش پيدا نمىكند و بسيار دشوار است كه مسيحيان ، مسلمانى را مسيحى كنند . سبب اين امر ، آن است كه يك مسلمان ، از موحد بودنش كاملا راضى و خشنود است » . در اين‌جا مناسب است به قضيه‌اى شيرين و شنيدنى اشاره كنيم : در دههء سوم قرن حاضر ( قرن بيستم ) گروهى از مبلّغان مسيحى به شهر « عماره » عراق رفتند . تمامى ساكنان اين شهر شيعه هستند . آنان به اين شهر رفتند تا تمامى ساكنان يا برخى از آنها را مسيحى كنند . بدين منظور ، مدرسه و درمانگاهى تأسيس و تبليغات گسترده‌اى را آغاز كردند . مجالسى برگزار و پول‌هاى زيادى خرج نمودند . سخن‌گويشان بالاى منبر مىرفت و معجزات مسيح عليه السّلام را بازگو و تكرار مىكرد . . . لكن هربار كه معجزه‌اى از معجزات مسيح را بيان مىكرد ، مسلمان‌ها با صداى بلند فرياد مىزدند : درود خداوند بر محمّد و اهل بيت او ! وقتى اين صحنه چندين‌بار تكرار شد و مدرسه و درمانگاه و پول‌ها ، سودى نبخشيد ، آنان نااميد و شكست‌خورده از شهر عماره بازگشتند .
يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ .
مراد از « آيات الله » در اين‌جا ، دلايلى است بر نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و درستى قرآن و عالى بودن تعاليم اسلام .
يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ .
منظور از « حق » در اين‌جا حقانيت اسلام و راستگويى پيامبر است كه براى اهل كتاب ، آشكار بود . باوجوداين ، برخى از اهل كتاب ، همچنان عليه مسلمانان و دينشان توطئه