عَلى هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ ؛
اگر تو به هدايت آنها حريص باشى ، خدا آن را كه گمراه كرده هدايت نمىكند » .
براى اينكه حجّت بر معاندان ، تمام و حقيقت آنان بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و همهء مردم آشكار شود ، خدا فرمود : اى محمّد ! جدال و مباهله با آنان را رها كن و شيوهاى را در رفتار با آنان در پيش گير كه هرخردمندى به عادلانه بودن و حقّانيت آن گواهى مىدهد ، بلكه بديهى و هماهنگ با وجدان و ضمير ناخودآگاه بشرى است ؛ و آن اينكه ، آنها را به چيزى فرابخوان كه عقل و تمامى كتب آسمانى بدان اعتراف دارند و آن ، اين است :
همگى خداوندى را بپرستيد كه يگانه است و شريك ندارد و برخى ، بعضى ديگر را پرستش نكنند و بر ديگرى برترى نجويند و اين ، همان كلمهاى است كه همه آن را پذيرفتهاند .
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ؛
يعنى اى پيامبر ! اگر آنان حتّى اين موضوع بديهى را نپذيرفتند و از هرچيزى جز شرك و لجاجت سرباز زدند ، از آنان اعراض كن و به همراه كسانىكه به تو ايمان آوردهاند ، به آنها بگو : گواهى دهيد كه ما مسلمان هستيم . در گواهى دادن كافران به اسلام آوردن مسلمانان ، دو فايده وجود دارد :
1 . كافران متوجّه مىشوند كه نه خود آنان اهميّتى دارند و نه كافر شدن ايشان ؛ زيرا محمّد صلّى اللّه عليه و آله و همراهانش به حق ايمان دارند و بدان عمل مىكنند ؛ حتّى اگر تمام مردم شرق و غرب كافر شوند .
2 . با گواهى دادن كافران ، مشخّص مىشود كه مسلمانان تنها خداى يگانه را عبادت مىكنند و برخى از آنان بعضى ديگر را به جاى خدا نمىپرستند و هيچكدام از آنها - هر كس كه باشد - حقّ حلال يا حرام كردن چيزى را ندارد و نمىتواند گناهان را ببخشد ؛ چنانكه غير مسلمانان اين كار را مىكنند .
يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ .
قرآن با عقل و منطق ، به جدال با اهل كتاب پرداخت . آنگاه آنان را به