روايت شده كه عدى بن حاتم به رسول خدا گفت : خداوند در كتاب خود مىگويد : « آنان به جاى خداوند ، بزرگان دينى و راهبان خود را مىپرستند » ، با اينكه نصارا ، بزرگان و راهبان خود را نمىپرستند ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « مگر نه اين است كه آنان چيزهايى را براى شما حلال و چيزهايى را حرام مىكردند و شما آن را مىپذيرفتيد ؟ » عدى گفت : بلى . حضرت فرمود : « معناى ارباب گرفتن ، همين است » .
حتى اكنون كه ما در قرن بيستم زندگى مىكنيم ، همچنان در روزنامهها مىخوانيم و از راديوها مىشنويم كه فلانى به خدمت پاپ مشرّف شد و پاپ به او بركت بخشيد و همچنين بركت به دست كاردينال و پاتريارك بخشيده مىشود ؛ امّا مسلمانان عقيده دارند كه بركت تنها از سوى خداوند است :
« رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ ؛
« 1 » رحمت و بركات خدا بر شما باد » .
يهود ، عيسى را منكر شدند و كوشيدند كه او را به دار بزنند و نيز علىرغم اينكه مىدانستند محمّد صلّى اللّه عليه و آله راست مىگويد ، او را انكار كردند . خداوند متعال مىگويد :
« فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ ؛
« 2 » وقتى به سوى آنان آمد ، او را بازشناختند ، ولى نسبت به او كافر شدند . پس لعنت خدا بر كافران باد » .
پيامبر با بهترين شيوه با اهل كتاب به جدال پرداخت و دلايل گوناگونى عليه آنان آورد و تمامى راهها را بر آنان مسدود ساخت ؛ لكن آنان همچنان بر كفر خود اصرار ورزيدند . آنگاه آنها را به مباهله فراخواند ؛ امّا آنان به جاى اعتراف به حق ، جزيه را با خوارى پذيرفتند . باوجوداين ، پيامبر مشتاق ايمان آوردن نصارا بود ، بلكه با هرمنكر حقّى ، چنين شيوهاى داشت ، تا آنجا كه خداوند در آيهء 103 سورهء يوسف ، خطاب به وى چنين فرمود :
« وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ ؛
بسيارى از مردم ايمان نمىآورند ؛ هرچند تو مشتاق آن هستى » . و در آيهء 37 سورهء نحل مىگويد :
« إِنْ تَحْرِصْ
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 73 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 89 .