آنقدر نمونههاى زيادى دارد كه نمىتوان آنها را برشمرد . قرآن كريم حوادث متعددى را ، كه از مصاديق اين نوع هستند ، يادآور شده است كه برخى از آنها چنين است :
نشستن ابراهيم خليل عليه السّلام در ميان آتش بدون اينكه آزارى به او برسد ؛ تبديل عصاى موسى عليه السّلام به اژدها ؛ ايستادن آبهاى دريا بهسان كوهها ؛ نرم شدن آهن همچون موم براى داوود عليه السّلام ؛ آگاهى سليمان عليه السّلام به زبان پرندگان و مورچگان ؛ زنده شدن عزير پس از گذشت صد سال از مرگ او .
از جملهء اين حوادث غير عادى ، تولّد عيسى عليه السّلام بدون داشتن پدر است . همچنين سخن گفتن او در هنگام ولادت ، زنده كردن مردگان ، شفا دادن كور و پيس ، كه قابل معالجه نبودند . همچنين خبر دادن به مردم از آنچه آنان مىخورند و در خانههايشان ذخيره مىكنند بدون آنكه آنها را ديده باشد يا كسى وى را از اين موضوع مطّلع ساخته باشد . تمامى اين حوادث و نظاير آنها ، ممكن الوجودند ؛ لكن معمولا به وقوع نمىپيوندند و اگر آنها ممتنع الوجود مىبودند ، وقوع آنها ، خواه به دست پيامبران و خواه به دست غير پيامبران ، محال بود . اما وقتى وقوع حوادث يادشده ذاتا امكانپذير است و قرآن نيز آشكارا از وقوعشان خبر داده باشد ، بر هرانسان باايمان واجب است كه بدانها يقين كند و هيچ ترديدى به خود راه ندهد .
گروهى از فلاسفه و مفسّران دلايلى براى اثبات موضوع « خلقت عيسى بدون پدر » بيان كردهاند ؛ لكن آنچه گفتهاند ، سخنانى است بىفايده . حق آن است كه خدا بر هرچيزى تواناست و آن را با كلمهء « كن ؛ باش » از هيچ ، به وجود مىآورد . [ در مورد ولادت عيسى نيز ] حكمت الهى اقتضا كرد آنچه را خداوند اراده كرد به وقوع بپيوندد و لذا عيسى به دنيا آمد .
ما وظيفه نداريم كه دربارهء ماهيّت حوادث خارقالعاده و چگونگى پيدايش آنان از سوى خداوند ، بحث كنيم و از آنها آگاهى يابيم ؛ چه شايد عقول ما از دركشان ،
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١١٠