شو ؛ پس موجود مىشود . ( 47 )
خدا به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مىآموزد . ( 48 )
و به رسالت بر بنى اسرائيل مىفرستد كه من با معجزهاى از پروردگارتان نزد شما آمدهام .
برايتان از گل چيزى همانند پرنده مىسازم و در آن مىدمم ، به اذن خدا پرندهاى شود ، و كور مادرزاد و برصگرفته را شفا مىدهم و به فرمان خدا مرده را زنده مىكنم و به شما مىگويم كه چه خوردهايد و در خانههاى خود چه ذخيره كردهايد . اگر از مؤمنان باشيد ، اينها براى شما نشانهء حقّانيت من است . ( 49 )
تورات حاضر را تصديق مىكنم و پارهاى از چيزهايى را كه بر شما حرام شده ، حلال مىكنم با نشانى از پروردگارتان نزد شما آمدهام . از خداى بترسيد و از من اطاعت كنيد . ( 50 )
اللّه پروردگار من و شماست . او را بپرستيد كه راه راست اين است . ( 51 )
واژگان
نويسندهء تفسير البحر المحيط دربارهء سبب نامگذارى عيسى عليه السّلام به « مسيح » هفت قول نقل كرده است ؛ بدينترتيب : دست بركت بر او كشيده شد [ و مبارك گرديد ] ؛ از هنگام تولّد ، با دين تماس يافت ؛ از گناهان پاك شد ؛ جبرئيل او را با بال خود مسح كرد ؛ تمام كف پايش زمين را مسح مىكرد ؛ زيبايى را مسح كرد [ و نيكصورت شد ] ؛ تمام آلودگىها را پاك كرد و زدود ؛ چراكه مادر او عادت نمىشد و به خون نفاس آلوده نشد .
مهد : محلّى است كه كودك را در دوران شيرخوارگى در آنجا قرار مىدهند .
أكمه : كور مادرزاد .
ابرص : پيس ، كسى كه در پوستش لكّههاى سفيدى پديدار مىگردد .
اعراب
« اسْمُهُ »
مبتدا و
« الْمَسِيحُ »
خبر آن است . ضمير در
« اسْمُهُ »
به معنايى كه از « كلمه »