تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ .
خداوند به مريم دستور عبادت و نيايش مىدهد تا خود را براى امرى بزرگ آماده سازد و اين امر ، همان زاييدن عيسى عليه السّلام است ، چراكه هر امر بزرگى بايد پس از مقدّمات و زمينه‌سازىهايى كه براى آن مىشود ، صورت بگيرد . همچنين خداوند به عيسى دستور مىدهد كه تا زنده است نماز بخواند و زكات بپردازد .
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ .
اين خطاب از سوى خدا متوجّه پيامبرش است . مراد آيه آن است كه خداوند به پيامبر خود مىگويد : آنچه را به‌طور كلّى دربارهء مردم و به‌ويژه دربارهء نصارا و بالاخص در مورد هيئت نجران مىخوانى ؛ نظير داستان مريم و مادرش همسر عمران و داستان زكريا و يحيى ، هيچ‌كدام آنها را در كتابى نخواندى يا از حافظان نشنيدى ؛ چراكه تو خواندن ندانى و در ميان مردم بىسواد زندگى مىكنى ، بلكه از طريق غيب و وحى الهى از آنها آگاهى پيدا كردى و اين دليلى است براى تو عليه دشمنت ، و برهانى است بر راستگويى تو . نكتهء مهم اين‌كه هيچ‌يك از راويان نقل نكرده كه هيئت نجران اين دليل را رد يا بر آن خرده‌گيرى كرده باشد ؛ زيرا جايى براى اعتراض و جدال نبوده است و گرنه آنان سكوت اختيار نمىكردند .
وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ .
قلم يك ابزار شناخته‌شده و همان چيزى است كه با آن نوشته مىشود و جمع آن ، اقلام است . در اين‌جا مراد از اقلام ، تيرهايى هستند كه با آنها قرعه مىزنند . معناى آيه اين است : حقايق و نكته‌هايى را كه دربارهء مريم و زكريا به آنان خبر مىدهى ، نه آنها را در كتابى خواندى و نه از كسى شنيدى و نيز خودت هم شاهد اين قضايا و حقايق نبودى ؛ چراكه ميان تو و آنها صدها سال فاصله است . بنابراين ، مشخّص است كه تنها از طريق وحى الهى از آنها آگاه شدى . خلاصهء داستان قرعه زدن و انداختن تيرها ، چنين است : هنگامى كه حنّه همسر عمران ، مريم را زاييد ، وى را براى بيت المقدّس نذر كرد .