از جمله دلايلى كه براى اثبات برترى فاطمه عليها السّلام بدان استدلال كردهاند ، روايتى است كه به تواتر ، هم از طريق شيعه و هم از طريق اهل سنّت ، از پدر فاطمه نقل شده است كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « فاطمه پارهء تن من است ، هركه او را به خشم آورد ، مرا به خشم آورده است » .
امّا مراد از اين سخن خداوند متعال كه خطاب به مريم فرمود :
« وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ » ،
آن است كه خداوند ، مريم را از ميان زنان آن زمان برگزيد نه از ميان زنان تمام زمانها . اينگونه عبارت ، معمول و مشهور است ؛ چنانكه گفته مىشود : فلانى شاعرترين مردم يا داناترين آنان است ؛ يعنى وى شاعرترين و داناترين اهل زمان خود يا مردم جامعهء خود است .
از اينگونه تعابير در قرآن بسيار است و از آن جمله سخن خداوند دربارهء بنى اسرائيل است :
« وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمِينَ ؛
« 1 » آنان [ بنى اسرائيل ] را بر جهانيان فضيلت داديم » . همگى وحدت نظر دارند كه مقصود ، جهانيان همان زمان است . بنابراين ، برترى مريم بر جهانيان نيز از همينگونه است ، زيرا مريم ، خود از بنى اسرائيل است .
از آن جمله اين سخن خداست :
« وَ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطاً وَ كلًّا فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمِينَ ؛
« 2 » اسماعيل ، يسع ، يونس و لوط را بر جهانيان فضيلت داديم » . هيچكس نمىگويد كه لوط برتر از عيسى عليه السّلام يا با او برابر است و نيز هيچكس نمىگويد كه اسماعيل از پدرش [ ابراهيم ] برتر است . از آنگونه است آيهء
« إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ ؛
« 3 » زنى را يافتم كه بر آنها پادشاهى مىكند و هر نعمتى دارد . . . » .
يعنى وى از هر نعمتى در زمان خود ، برخوردار بود .
اكنون به زنان چهارگانهاى باز مىگرديم كه دربارهء برترى آنان بر ديگر زنان ، حديث وارد شده است ؛ يعنى آسيه ، مريم ، خديجه و فاطمه . به نظر من اگر با قطع نظر
هامش
( 1 ) . جاثيه ( 45 ) آيهء 16 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 86 .
( 3 ) . نمل ( 27 ) آيهء 23 .