تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
در دادگاه‌ها و ادارات و نيز ساير احكام فردى و اجتماعى از وحى [ قرآن كريم ] استنباط مىشد . ازاين‌رو ، تعاليم دين در اذهان بسيارى از مردم روشن بود . مردم ، آنچه را شريعت مىپذيرفت و بدان دستور مىداد و يا از آن نهى مىكرد ، به خوبى مىشناختند . همهء مسلمانان به كسىكه متديّن بود و براساس دين زندگى مىكرد ، اعتماد مىكردند و امانت خود را به دو مىسپردند و اگر كسى از دين منحرف مىشد ، او را بر هيچ چيزى امين نمىدانستند و به او اعتماد نمىكردند . اين سخن بدان معناست كه درواقع ارزش‌هاى اجتماعى ، درست همان ارزش‌هاى دينى بود و اگر احيانا فردى از اين ارزش‌ها تخلّف مىكرد و به مخالفت با آنها برمىخاست ، به منزلهء كسى بود كه بر ضدّ يك نظام سالم و استوار جامعه بشورد و آن را برهم زند . آن‌گاه ، روزگار دگرگون شد و با نفوذ و تسلّط غرب بر كشورهاى اسلامى ، دگرگونى بزرگى روى داد . استعمار غرب ، نخست احكام قرآن را هدف قرار داد و آثار آن را از دادگاه‌ها محو كرد و قانون عرفى و مدنى فرانسوى و انگليسى را جاىگزين آن ساخت . آموزش عقايد و اخلاق دينى را از نظام آموزشى حذف نمود و زمينه را براى رواج قمار ، گناه ، ميخوارگى و هركارى كه موجب فساد عقيده و اخلاق مسلمانان مىشد ، آماده كرد . درنتيجه ، ويژگىهاى قرآن و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از زندگى اجتماعى رخت بربست و ناپديد شد ، حتّى بر سر زبان عربى همان آمد كه بر سر عقيده و اخلاق دينى آمد . ازاين‌رو ، نسل جديدى كه به عقيده و اخلاق اهمّيت نمىدهد ، درواقع نتيجهء اوضاع آلوده‌اى است كه اين نسل در آن به‌وجود آمده و تربيت يافته است . بنابراين ، طبيعى است كه اين نسل ، سايه و انعكاسى از اين اوضاع اجتماعى باشد و اگر ما به نسلى ، جدا از جامعه و محيطش بنگريم ، راه خطا پيموده‌ايم . واقعيّت همان است كه فلاسفه گفته‌اند : معلول ، نتيجه و محصول علت خود مىباشد .