تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
من هم آدمى هستم و مشكل است كه آدمى بتواند از نيّت‌هاى خويش رهايى يابد و چه دشوار است كه انسان ما فى الضمير خود را هنگامى كه فرصت ابراز آن را مىيابد ، بيان نكند .

نسل جديد

هرچيزى تابع اسباب و عوامل واقعى خودش است ، خواه اين چيز پديده‌اى طبيعى باشد نظير طوفان و زلزله ، يا پديده‌اى اجتماعى باشد همچون بىسوادى و نادارى ، يا از امور مربوط به قلب باشد همانند ايمان و كفر . هيچ‌چيز بدون سبب و تدبير و به‌طور تصادفى وجود نمىيابد . اين مطلب ، مقدّمه‌اى است براى پرسش و پاسخ زير : سؤال : چرا نسل جديد به ارزش‌هاى دينى ، آن‌گونه كه نسل‌هاى گذشته اهمّيت مىدادند اهمّيت نمىدهد ؟ براى نمونه ، بيشتر جوانان اين نسل از عبادات و مراسم دينى روگردان شده‌اند ، حتّى گوش‌دادن به موعظه و اندرزى كه به نحوى با دين ارتباط پيدا مىكند براى ايشان سنگين است ، نيز ارزش‌هاى انسانى نظير برادرى ، برابرى ، صلح ، هميارى ، راستى و عدالت در دل‌هاى آنان طنينى ندارد و اگر دربارهء آنها و قداست آنها سخن بگويند ، تنها به مقدارى كه منفعت شخصى آنها ايجاب كند ، با زبان آن را مقدّس مىشمارند و نه با دل ، با گفتارشان و نه با كردارشان ؟ پاسخ : ملت‌هاى اسلامى اعم از عرب و غيرعرب ، تنها به اصل و ارزشى تكيه مىكردند كه از كتاب خدا و سنّت پيامبرش سرچشمه مىگرفت . ازاين‌رو ، براى آنان نه سوسياليزم ارزشى داشت ، نه اگزيستانسياليسم ، نه دموكراسى ، نه ملىگرايى و نه هيچ‌چيز ديگرى ، مگر وحى آسمانى كه اصول عقيده و شيوهء رفتارى خود را از آن مىگرفتند ، روش‌هاى آموزشى آنان برطبق وحى بود ، قوانين و احكام لازم الاجراى
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 78 | محمد جواد مغنية