سؤال دوم : رمز اينكه شهادت دو زن با شهادت يك مرد برابر است ، چيست ؟
پاسخ : به اين سؤال چند پاسخ دادهاند ؛ يكى از اين پاسخها اين است كه زن ضعف عقلى دارد . در اين زمينه ، پاسخ برخى از مفسّران خندهآور است كه گفتهاند : رطوبت مزاج زن بيش از مرد است . اگر اين سخن درست باشد ، بايد گفت : هرانسانى كه مزاج سرد و مرطوب دارد ، حتّى اگر مرد هم باشد ، نصف شاهد و هر انسانى كه مزاج گرم و خشك دارد ، اگرچه زن هم باشد ، يك شاهد كامل محسوب مىشود . بهترين نظريه در اين مورد ، آن است كه غالبا مرد بيش از زن بر عواطف و خواستههاى خود تسلّط دارد . امّا پاسخ درست آن است كه ما بايد از نص پيروى كنيم ، حتّى اگر حكمت آن را ندانيم .
خوب است بدين نكته اشاره كنم كه گاهى از شهادت يك زن براى قاضى آنچنان اطمينان حاصل مىشود كه از شهادت ده مرد غيرعادل ، چنين اطمينانى حاصل نمىشود . و او از شهادت اين زن ، علم پيدا مىكند . در اين صورت ، براى قاضى جايز است كه برطبق علم خود قضاوت كند . البته ، مشروط به اينكه علم او از شرايط و قراين دعوا بهدست آيد ، هرچند اين قرينه همان شهادت يك زن باشد ، شهادتى كه موجب علم و اطمينان قاضى مىگردد .
وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا .
هرگاه انسان فراخوانده شود تا براى اثبات حق و يا دينى شهادت دهد ، بر او واجب كفايى است كه بپذيرد و شهادت دهد ، بدين معنا كه اگر ديگرى اقدام كند از عهدهء او ساقط مىشود و در غير اينصورت ، انسان در پيشگاه خدا مسئول خواهد بود . دليل بروجوب شهادت ، آيهء فوق و نيز حديث شريف است :
« هرگاه كسى تو را فراخواند تا بر اثبات حق و يا دينى شهادت دهى ، نبايد از آن خوددارى كنى » .
وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلى أَجَلِهِ .
« السأم » يعنى ملامت و خستگى و ضمير
« تَكْتُبُوهُ »
به دين و يا حق برمىگردد . هدف آيه ، تشويق به كتابت دين است ،