مىدهند ، شناسايى مىكند و قوانينى را كه اين اندازهها را در يكجا گرد مىآورند و نيز اثرى را كه مترتّب برآنهاست ، خوب و يا بد ، كشف مىنمايد . امّا حكمت ، انسان را به پيروى از عقل سليم و دين استوار و نيز به كار گرفتن هرچيز در جاى مناسب خود دستور مىدهد ؛ براى نمونه ، علم ، اتم را مىشكافد و سفينههاى فضايى را مىسازد ، لكن به هدفى كه دانشمند از اين كار دارد نمىنگرد كه آيا خير است و يا شر و او را از اين يكى نهى نمىكند و به ديگرى دستور نمىدهد . امّا حكمت به شكافتن اتم و اختراع سفينههاى فضايى توجّهى ندارد و تنها به اين نگاه مىكند كه اتم و سفينهها در كجا و براى چه منظورى به كار گرفته مىشود . حكمت انسان را متوجّه مىسازد كه اين دو ابزار علمى را در راه خير بشر و خوشبختى او به كار گيرد ، نه در راه بدى و بدبختى او . « 1 »
هامش
( 1 ) . در جايى خواندم كه برخى از كشورهاى بزرگ ، بمبهايى دارند كه يكى از آنها نيروى يكصد ميليون تن مواد منفجره را در خود دارد و اين بمب قادر است كه در فاصلهء چند لحظه ، يكصد و بيست ميليون نفر را بكشد . همچنين ، سفينههاى فضايى ، تصاويرى را در اختيار هواپيماهاى جنگى قرار مىدهند كه دقيقا اهداف و مؤسساتى كه دشمن قصد نابودى آنها را دارد مشخص مىسازند و نيز از منابع زمين كه احتكارگران و استثمارگران چشمطمع به آنها دوختهاند ، عكسبردارى مىكنند . اين امر ، نشان مىدهد كه تبليغات صاحبان اين اختراعات مبنى براينكه هدف از اختراع آنها تأمين صلح و آسايش انسان و نيز بردن او در مسافرتهاى تفريحى به كرهء ماه و زهره مىباشد ، دروغ محض است .