و اجزاى پراكنده به مكان خود بازگشت و دوباره زنده گرديد و به قدرت خداوند ، شتابان به سوى او آمد .
آنچه ما مىتوانيم از اين آيه برداشت كنيم آن است كه درخواست آشكار شدن اسرار آفرينش و يا قيامت ، گاهى از شك و ترديد نشئت مىگيرد و اين با ايمان به قدرت خدا و اعتماد به وحى و پيامبران او منافات دارد و گاهى از علاقه به آگاهى و شناخت حسى سرچشمه مىگيرد ، امّا در عينحال ، شخص به قدرت خدا ايمان و به پيامبرانش اعتماد دارد بهگونهاى كه حتّى اگر نبيند كه چگونه خدا مردگان را زنده مىكند - چنانكه ابراهيم عليه السّلام اينگونه بود - بازهم ايمان او كاسته نمىشود . چنين درخواستى به ايمان ضرر نمىزند ، ولى رسيدن به اين خواسته ، بسيار دشوار ، بلكه محال است ، مگر اينكه درخواستكننده پيامبر باشد ، نظير ابراهيم خليل كه حتّى اگر خداوند خواستهاش را اجابت نيز نمىكرد ايمان او به قدرت خدا متزلزل نمىگرديد .
بنابراين ، اگر كسى تجربه و مشاهدهء عينى را شرط ايمان خود به قيامت قرار دهد ، اساسا كافر است و اگر كسى حقيقتا به خدا ايمان داشته باشد نياز به چنين پيش شرطى ندارد ، زيرا در آسمانها و زمين ، چيزى نمىتواند جلو قدرت خدا را بگيرد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 704
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٧٠٤