تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
« أن » مقدّره . مصدرى كه ريخته مىشود مجرور به لام و متعلّق به محذوف و در تقدير « سألتك للاطمئنان » مىباشد .
« سَعْياً »
مفعول مطلق براى
« يَأْتِينَكَ »
و يا حال است ، به معناى « ساعيات » .

تفسير

تفسير آيه روشن است ، لكن مفسّران ، در هرحال ، مىخواهند سبب سخن را بيابند . ازاين‌رو ، مىپرسند : باوجوداين كه ابراهيم به روز قيامت ايمان كامل داشت ، چرا چنين درخواستى از خدا كرد ؟ در پاسخ اين سؤال نيز مفسّران دچار اختلاف شدند و رازى دوازده نظريه را در اين‌باره بيان كرده است . اساسا اين بحث‌ها هيچ‌گونه دليلى ندارد [ و بىمورد است ] ، چراكه ايمان به غيب با درخواست مشاهدهء عينى منافاتى ندارد ، زيرا هركس كه به خدا و فرشتگان او و خبرهاى غيبى كه در كتاب‌هاى او آمده ، ايمان دارد و تمام مؤمنان ، خواه بزرگ‌ترين و خواه كوچك‌ترين آنان آرزو دارند كه هرچه را از طريق غيب و وحى بدان ايمان آوردند ، با چشم سر نيز مشاهده كنند و در اين ميان ، تنها على بن ابى طالب عليه السّلام است كه فرمود : « اگر پرده از جلو چشمم برداشته شود ، بر ايمانم افزوده نخواهد شد » . در هرحال ، ابراهيم خليل الرحمن همانند ديگر پيامبران و صدّيقان از راه وحى به روز قيامت ايمان آورد . آن‌گاه دوست داشت كه پس از مشاهدهء قلبى و عقلى ، حادثه را با چشم سر نيز ببيند تا بدين‌وسيله تمام راه‌هاى شناخت يعنى قلبى ، عقلى و عملى را طى كرده باشد . خداوند درخواست ابراهيم را اجابت كرد و به او دستور داد كه چهار پرنده برگيرد و گوشت آنها را به هم بياميزد و آن‌گاه آنها را به چند جزء تقسيم و پراكنده‌اش كند و هر جزئى را بر سر كوهى قرار بدهد . سپس آنها را به سوى خود فراخواند و آنها به دستور خداوند به سوى او شتابان خواهند آمد . ابراهيم عليه السّلام فرمان پروردگارش را اطاعت كرد
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 703 | محمد جواد مغنية