بين مىبرد با گناه كسىكه درهمى را مىدزدد و يا پشت سر رقيب شغلى خود غيبت مىكند تفاوت دارد . بااين وجود ، پرسش زير مطرح مىشود :
جاويد ماندن انسان در آتش ، درحالىكه شعلههاى آتش همچون قصر بر سر او افكنده مىشود و با آهن گداخته پشت او سوزانده مىشود و شكمش با آب داغ پر مىشود و به او اجازه داده نمىشود كه استراحت كند و عذاب وى تخفيف داده نمىشود تا نفسى تازه كند و از سوى ديگر ، اين انسان آنقدر ضعيف است كه پشه او را رنج مىدهد ، آبدهن ، او را مىكشد و عرق ، او را بدبو مىسازد ، چنانكه امير مؤمنان عليه السّلام فرموده است ؛ آيا چنين عذابى دردناك و بزرگ براى اين موجود ضعيف و ناتوان با ذات خداوندى كه خير ، رحمت ، كرامت ، بخشش ، لطف و احسان محض است ، سازگارى دارد ؟ بله ، معقول است كه انسان تا مدت معيّنى گرفتار عذاب باشد و يا از نعمتها به كلى محروم گردد ، ولى اينكه انسانها دايما گرفتار عذاب باشند ، بهگونهاى كه هرگاه پوست بدنشان بسوزد ، پوست ديگرى به آنان داده شود و حتّى لحظهاى عذاب از آنان قطع نشود . اين دوام و ابدى بودن عذاب محلّ پرسش است .
اگر كسى بگويد : چه نوع عذاب در يك مدت طولانى بركشندهء حسين بن على عليه السّلام يا بر كسىكه بمب هستهاى و يا هيدروژنى بر ملّتى بيفكند و آن را كاملا نابود سازد و يا بر كسىكه سنّت ناشايستهاى را رايج سازد كه مدتها باقى بماند و مفاسد زيادى را ايجاد كند ، زياد است ؟
در پاسخ او خواهيم گفت : بر افرادى كه شما يادآور شديد ، هيچگونه عذاب دردناكى زياد نيست ، لكن همهء گناهكاران ، يزيد و همهء بمبها ، هستهاى و هيدروژنى نيست و همهء سنّتها مردم را به گروهها و دستههاى دشمن با يكديگر تقسيم نمىكند .
لكن سؤال دربارهء افراد يادشده در بالا نيست ، بلكه سؤال دربارهء كسانى است كه گناهان و جنايتهايشان به مراتب كمتر از اين افراد مىباشد و اينكه آيا اين گناهكاران نيز در آتش جاويدان خواهند بود يا نه ؟
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 687
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٦٨٧