تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
تَقْدِيراً » ؛
« 1 » خداوند هرچيزى را از طريق سنّت‌ها و قوانين طبيعت مىآفريند و اگر او مستقيما و بدون واسطه به آفرينش اشيا مىپرداخت ، اسباب و مسبّبات وجود نداشت . با بيان فوق روشن شد ، كسىكه ايمان دارد هر حادثهء طبيعى ، مستقيما و بدون سبب محسوسى علم آن را كشف كرده و يا كشف خواهد كرد فقط توسط خداوند به وجود آمده است ، شخص نادانى است و در ايمان خود دچار اشتباه شده است ، چراكه اگر ايمانش درست بود ، لازم نبود كه انسان براى به‌دست آوردن چيزى كار كند و نيز نه علم فايده‌اى داشت و نه از اختراعات و پيشرفت‌هاى بشرى خبرى بود . همچنين ، كسىكه اعتقاد دارد همه چيز را طبيعت به وجود آورده و علّت اصلى اشيا طبيعت است و در ماوراى آن چيزى وجود ندارد ، او نيز در عقيدهء خود ، نادان و دچار اشتباه است ؛ زيرا اگر عقيدهء او درست بود ، اثرى از وجود نظم در جهان نبود ، بلكه هرج و مرج و پريشانى حكومت مىكرد و درنتيجه ، نه علم وجود داشت نه زندگى . ما در اين باره در تفسير آيهء 21 همين سوره و در بخش « توحيد » به تفصيل سخن گفتيم .
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ .
« سِنَةٌ »
حالت سستى است كه پيش از خواب حاصل مىشود [ چرت زدن ] ، خداوند پس از آن‌كه بيان كرد كه او زنده و پاينده است ، اين سخن را با بيان نكتهء ديگر تأكيد مىكند آن اين‌كه نه خواب مانع از تدبير او مىشود ، نه سهو و نه هيچ‌چيز ديگر . او آفريدگارانش را به‌طور اتم و اكمل اداره مىكند ، زيرا غفلت و خواب باعظمت و بىنيازىاش از هرچيزى منافات دارد . امام على عليه السّلام خطاب به پروردگارش عرض مىكند : « ما حقيقت عظمت تو را نمىدانيم ، جز اين‌كه مىدانيم ، تو زنده و پاينده‌اى . نه خواب سبك تو را فرامىگيرد و نه خواب سنگين . هيچ نگاهى به تو نمىرسد و هيچ چشمى تو را نمىبيند . تو چشم‌ها را مىبينى و كارها را شمارش مىكنى و زمام اراده و عمل ( بندگان ) بدست توست » .
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 2 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 676 | محمد جواد مغنية