تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
مىداند . و نيز شفاعت‌كننده و شفاعت‌شده را مىشناسد و مىداند كه چه كسى استحقاق عفو و پاداش و يا عذاب و مجازات را دارد و مادام كه قضيه چنين باشد ، مجالى براى شفاعت باقى نمىماند ، مگر به امر خود او و در چارچوبى كه او آن را اجازه دهد .
وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ .
ضمير در
« لا يُحِيطُونَ »
به همهء بندگان برمىگردد و حتّى فرشتگان و پيامبران را نيز دربرمىگيرد . علم به معناى معلوم است ، نظير خلق به معناى مخلوق و اكل به معناى مأكول . معناى آيه روشن است و اگر توضيح بيشترى مىخواهيد ، آيهء 26 سورهء جن را بخوانيد :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ »
و نيز آيهء 32 سورهء بقره را بخوانيد :
« سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا » .
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ .
نظريه‌هاى مفسّران در مورد معناى كرسى بسيار و نيز مختلفند . برخى از اين نظريات ، سخنى است كه بدون آگاهى دربارهء خداوند گفته شده است . بهترين آنها دو نظريه است : 1 . كرسى ، كنايه از عظمت و قدرت خداست . 2 . مراد از كرسى ، علم است ، بدين معنا كه علم خداى سبحان بر همه‌چيز احاطه دارد . سياق آيه نيز همين نظريه را ترجيح مىدهد .
وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ .
يعنى بر خدا نگه‌دارى آسمان‌ها و زمين و تدبير آنچه در آنهاست دشوار نيست ، چگونه بر او دشوار باشد درحالىكه آفريدن مگس و جهان براى او يكسان است و مادام كه خداى سبحان بخواهد چيزى را بيافريند ، به او مىفرمايد : « موجود شو ؛ پس موجود مىشود » .

شىء از لا شىء

به وجودآورندهء شىء بر دو نوع است : يكى از نوع ماده است و دومى منزّه و پاك از
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 678 | محمد جواد مغنية