خدا و سنّتهاى طبيعى
سؤال : آيا معناى اين سخن كه خداوند اشيا را تدبير مىكند آن است كه او به تدبير تمام پديدههاى طبيعى ، حتّى به تدبير جزئيات اين پديدهها ، مستقيما و بدون دخالت عوامل مادى مىپردازد ، چنانكه از آيههاى سيزدهم و چهاردهم سورهء مؤمنون آشكار مىشود :
« ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ ؛
سپس او را نطفهاى در جايگاه استوار قرار داديم . آنگاه از آن نطفه ، لخته خونى آفريديم و از آن لخته خون ، پارهگوشتى و از آن پارهگوشت استخوانها آفريديم و استخوانها را به گوشت پوشانيديم ، بار ديگر او را آفرينشى ديگر داديم .
درخور تعظيم است خداوند ، آن بهترين آفرينندگان » .
از اين آيات استفاده مىشود كه خداوند بهطور مستقيم و دايم ، نطفه را از يك مرحله به مرحلهء ديگر منتقل مىسازد . اين در حالى است كه از ديدگاه علمى ، نطفه بر طبق قوانين مشخص طبيعى رشد و تحوّل پيدا مىكند ؟
پاسخ : بايد ميان حادثهء خارق طبيعت نظير زنده كردن مردگان و ايجاد شىء از عدم و حادثهاى كه برطبق قوانين طبيعت واقع مىشود ، همانند گرفته شدن ماه و خورشيد و . . . تفاوت قائل شد . هر حادثهاى كه از نوع اوّل باشد ، مستقيما و بدون واسطه به خداوند نسبت داده مىشود ، و هر حادثهاى كه از نوع دوم باشد مستقيما به طبيعت و با واسطه به خدا نسبت داده مىشود ؛ زيرا خداست كه طبيعت و نيروها و عناصر آن را آفريده است و اين عناصر با فعل و انفعالاتى مسير خود را در پديدههاى هستى مىپيمايند .
بنابراين ، معناى اينكه خداوند پديدههاى طبيعى و از جمله دگرگونى نطفه را آفريده ، آن است كه اسباب آنها را آفريده است .
« وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ